شعر “ آخرین خاطره ۲ ” – آمنه صادقی
” آخرین خاطره ۲ ″
ایستاده…
بر پیکره ای از خاطرات
با قامتی به اندوه نشسته
در ازدحامِ آخرین دیدار
با آخرین نگاه:
“ای دوری ات آزمونِ تلخِ زنده به گوری”
بعد از این
در کدام خاطره
بجویمت؟
اکنون که نامردانه
بی خاطره
مات خواهم ماند
ایستاده
برایستگاهی از زندگی
مرور می کند گذشته را
با این همه خاطره از تو
فرصت برای خاطره نیست
اه…بس کنید
خاطره ممنوع…

0 دیدگاه