شعر « برای پدرم » – حوریا حسین زاده
برای پدرم
چقدر خسته ام امروز مثل پاییزم
کجاست شانه ی تو تا به آن بیاویزم
از آسمان نگاهم که خیس و بارانیست
به روی خاک مزارت ستاره می ریزم
تو رفتی و دل من غرق بی قراری شد
شبیه برگ تکیده به فصل پاییزم
کجاست دست پر از مهرو عشق تو وقتی
خیال دارم از آغوش غصه بگریزم
تو رفته ای و چگونه بدون آغوشت
قوی بمانم و با غصه هام بستیزم
حوریا حسین زاده


3 دیدگاه
عبدالحکیم نیکدل · 2022/03/15 در
سلام.زیباست.قلمتان نویسا
علیرضا خوشرو · 2021/10/06 در
سلام
ماشاالله
بسیار زیبا
🌿🌹🌿
سمیه افشار · 2021/06/17 در
سلام خانم حسین زاده عزیز .خدا پدر بزرگوارتان و همه رفتگان را غریق رحمت خود کند ان شاالله