شعر « تنگ غروب » – فائقه انوری

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

تنگ غروب

مرد ماهیگیر عاشق،بند دنیای جنوبه
قایقش تسخیر آب و خودشم محو غروبه
غروبا قصه ی تلخه،واسه مردو واسه دریا
لحظه ی سختِ جدایی،غروب و صدتا معما
زخمیه سینه ی مغرب ،پرِ خونه چشم خورشید
بارشِ بارون غصه میون دریاچه پاشید
دل خورشید قطره ی خون،دل دریا،چه پریشون
جفت شون زخمی تقدیر جفت شون سر به گریبون
شب سیاهی رو به تن کرد،از غمِ نبود آفتاب
از صدای زوزه ی باد،چشم ساحل شده بی خواب
رعب و تاریکیِ محضه،کل ساحل به قنوته
جز صدای نعره ی موج همه جا غرق سکوته
موج دریا بی قراره،عشقی جز ساحل نداره
یاغی و توفانی هردم،سر روی ساحل می زاره
قصه ی ساحل تنها ،قصه ی تنگ غروبه
قصه ی موج پریشون که روی صخره می کوبم
قصه ی بازی عشقه،شرحِ دنیای عجیبه
قصه ی دل کندن و غم،پر فرازو پر نشیبه
رعب و تاریکی محضه کل ساحل به قنوته
جز صدای نعره ی موج همه جا غرق سکوته


جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید
هم قافیه ها

دفتر شعر رایگان

دسته‌ها: مجید فاضلی

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

9 دیدگاه

علیرضا خوشرو · 2021/10/05 در

سلام

درود بر شما

بسیار زیبا

🌿🌹🌿

    انوری · 2021/10/06 در

    تشکر برادر گرامی

    ملیحه ارجمند · 2022/08/10 در

    بسیار زیبا

S · 2021/09/27 در

خانم انوری شعر زیبایی سرودید. آفرین به شما
بخصوص همون بیت اول
موفق باشید شاعر گرامی

    انوری · 2021/09/28 در

    S محترم تشکر از حسن نظرتون
    موفق باشید عزیز

نرگس میرشاهی · 2021/09/26 در

زیبا بود. دوست داشتم ترانه تون رو خانم انوری عزیز🌹

    انوری · 2021/09/26 در

    سلام خانم میرشاهی عزیز
    ممنون نظر لطفتونه

هاجر · 2021/09/25 در

بسیار عالی.
ترانتون رو دوست داشتم. و لذت بردم. موفق باشید

    انوری · 2021/09/26 در

    سلام
    تشکر از لطفتون هاجر جان

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *