شعر « درد جدایی » – علیرضا خوشرو

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

درد جدایی

دلم دیگر ندارد طاقَتِ این بی وفـــــــــــــــــــایی را
دِگر حال و هوایِ عاشقی یا دلـــــــــــــــــــربایی را

درونِ عشق امروزی دگر مِهر و وفایی نیست
نمی یابی دِگر یک هم نــــــوا یا هم صــــــدایی را

نمیدانی چه حالی می شوی آن لحظه ای را که
ببینی از نگارِ خود ، تو هر ظلم و جـــــــــــفایی را

تو رفتی و خــــــــــبر از حــــــــــــالِ بیمارم نداری که
چگونه بر دل و جـــــــــــانم زدی ، تیرِ نـــــــــهایی را

اگر چه خوب می دانم که دیگر بر نمی گردی
ولی من جا کجا خوردم،که حقم شد رهایی را

دلــــــــم می سوزد و کاری زِ دســـــتم بَر نمی آید
چگونه حالیِ این دل کنم ، دردِ جــــــــــــــــــدایی را

و این عاشق شدن بر ارزنی دیــــــــــگر نمی ارزد
اگر کردی از عشقِ خود ، محبّت هم گـدایی را

نمی خواهم دگر هر عشق و هر یار و نگاری را
که دل دیگر ندارد طاقَتِ ، این بی وفــــــــایی را

دفتر شعر علیرضا خوشرو
اینجا کلیک کنید

جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید
هم قافیه ها

دفتر شعر رایگان

دسته‌ها: شعر و ترانه

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

4 دیدگاه

ملیحه ارجمند · 2023/05/25 در

سلام و عرض ادب درود بر شما موفق باشید بزرگوار

سیده مریم · 2021/09/15 در

سلام

درود بر شما

بسیار زیبا و دلنشین

🌷🌾🌾🍃🍂

نرگس میرشاهی · 2021/09/06 در

بسیار زیبا و دلنشین بود. موفق باشید

    علیرضا خوشرو · 2021/09/06 در

    سلام..

    ممنون از شما و حضورتان
    بانو میر هاشمی

    زنده باشید و پایدار

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *