شعر « رد پا» – نرگس میرشاهی
رد پا
رد پایم را در برف دنبال مکن
به جایی نمیرسی
از من چیزی جز رد پا باقی نخواهد ماند
در این سپیدی برف و خیابانِ یخ زده
سوسوی فانوسی از دور پیداست
در کلبه ای گرم
به سمتش می روم
اما هرگز نمیرسم
به گمانم امیدی بیش نیست!
گویی سرابی ست
که هرچه نزدیکتر میشوم
از من دور میشود
و شاید هم ناگهان، ناپدید…
تنها مانده ام
تنها و سرد
جز کفش ها و شالگردنم دیگر چیزی
برای از دست دادن نیست
شالگردنی که روزی خودت برایم بافتی!
آنقدر در برف می روم تا تمام شوم
ردپایم را در برف دنبال مکن
به جایی نمیرسی
جز سپیدی برف و شالگردنی آشنا…
نرگس میرشاهی

8 دیدگاه
علیرضا خوشرو · 2022/09/01 در
سلام
درود بر شما
شعر رد پا بسیار زیبا و دلنشین شده
موفق باشید
🌹🌹🌹🌹🌹
نرگس میرشاهی · 2022/09/02 در
درود جناب خوشروی عزیز.
ممنونم از نگاه زیباتون استاد🌹
سارا خوش روش · 2021/11/10 در
درود خانم میر شاهی گرامی،از خواندن این شعر لذت بردم،قلمتون مانا🌹🌹🌹🌹
نرگس میرشاهی · 2021/11/10 در
درود بر شما خانم خوش روش عزیز.
سپاسگزارم از محبتتون🌹
امید تاجیک( ابر) · 2021/11/03 در
چه قلم سحرانگیزی و چه نگاه ژرفی ، احسنت
نرگس میرشاهی · 2021/11/06 در
ممنون از شما جناب تاجیک عزیز 🌹🌱
نرگس میرشاهی · 2021/10/02 در
سلام خانم امانی هنرمند .خیلی ممنون از شما و نگاه زیباتون🌹🌱
هاجر · 2021/10/01 در
سلام خانم میرشاهی جان
واژه نگاریتون عالیه. دوست داشتم
ردِ پایم را در برف دنبال نکن به جایی نمیرسی