شعر « عهد » – نرگس میرشاهی
عهد
از عرش تا فرشِ زمین
یاقوت و دُرّ و یاسمین
ریحان، بنفشه، ناروَن
نرگس وَ مُشکِ عنبرین
گویند تسبیح تو را
هر لحظه تکبیر تو را
باقی تویی ساقی تویی هر درد را شافی تویی
عارف منم سالک منم دیوانه ی عاشق منم
من ذره ای پوچ و تهی
کز عشق بودم من تهی
تو روح در جسمم شدی
قبله وَ محبوبم شدی
من نشکنم عهدِ اَلَست تا روح در جسمم بُوَد
جسمم سراسر خاک بود قبل از همان روز اَلَست
من سالک راهت شدم
عارف به درگاهت شدم
چون شعله در جان منی
دائم مرا آتش زنی
پروانه ام، شمعی همه
دیوانه ام، جودی همه
قلبم لَبالَب مِهرِ توست
من طالبم،نوری همه
نرگس میرشاهی

4 دیدگاه
علیرضا خوشرو · 2021/09/06 در
سلام
بسیار زیبا
درود بر بانو هاشمی
🌹🌹
نرگس میرشاهی · 2021/09/07 در
سپاس فراوان. البته فامیلی بنده میرشاهی هست ولی به هرحال متشکرم از لطفتون 🌹🌱
هاجر امانی · 2021/08/08 در
چقدر این شعر نظم و ترتیبِ زیبایی داره
این خیلی خوبه که تو هر کدوم از شعر هاتون ریتم جداگانه ای بکار بردین این تنوع مخاطب رو به هیجان میاره مرحبا
نرگس میرشاهی · 2021/08/09 در
ممنون از شما با نگاه زیباتون 🌹🌱