شعر « نم باران » – هاجر امانی
نم باران
ببار ای نم نم باران
زمینِ خُشک را تر کن
به روی موجِ احساسم
نوای عشق را سر کن
نشسته، برف بر مویَم
شکسته، طاقِ ابرویَم
مرا یاریست پنهانی
کجارا، در پِیَش جویَم؟
ببار ای نم نمِ باران
ولی آهسته آهسته
به دل دردیست کیهانی
مرا پیمانِ غم بسته
چو با دردم بسازَد دل
فرو ریزد غم دوری
نباشد زخم را مرهم
مرا سازد به مجبوری
.

7 دیدگاه
اصغر داداش زاده · 2021/11/08 در
چقد زیبااااا❤️
ملیحه ارجمند · 2021/10/15 در
بسیار زیبا بود ، من اینجور شعر هارو بیشتر دوست دارم موفق باشید بانو جان
S · 2021/09/21 در
عالی شده ولی کاش ابیاتش بیشتر بود.
موفق باشید خانم امانی براتون بهترین هارو آرزو میکنم
هاجر امانی · 2021/09/22 در
سلام دوستِ عزیز
ممنونم از لطف شما. چشم حتما سعی میکنم که در اشعار بعدیم به این نکته توجه کنم
علیرضا خوشرو · 2021/09/28 در
سلام
بسیار زیبا
درود بر شما
🌹🌹
نرگس میرشاهی · 2021/09/18 در
درود بر شما شاعرِ توانا. خیلی زیبا بود. لذت بردم 🌸🌱
هاجر · 2021/09/19 در
سپاسگزارم.
وممنون از حضورِ همیشگیتون