ترانه « من و تو » – هاجر امانی
من و تو
تو طلیعه ی بهاری
به شِکفتنِ وجودت
من طلوع ماه و مهرم
توی گنبد کبودت
هرم اون نگاهِ مستت
شده جون پناه دردم
بدون فانوس چشمات
اسیرِ کابوس سردم
تو تبسمی میدونم
که به هر لبی نیازی
منم اون ترنمی که
به خیالت شده رازی
توی چشمای تو غرقم
منو اشکای خودِت کن
توی امواجِ نگاهت
منو دریای رُخِت کن
.

5 دیدگاه
اصغر داداش زاده · 2021/09/11 در
با احساس و زیبا…
هاجر · 2021/09/12 در
ممنونم از شما شاعر گرامی به مهر خواندید
هاجر امانی · 2021/08/11 در
خانم میرشاهی جان
شما به مهِر خواندید.من برای شما بهترین جایگاه رو آرزو میکنم😍
علیرضا خوشرو · 2021/09/28 در
سلام
درود بر شما
بسیار زیبا
🌿🌹🌿
نرگس میرشاهی · 2021/08/10 در
بسیار زیبا و با احساس سُرودین خانم امانی عزیزم . حس خوبی هست تو شعرتون 🌹🌸