ترانه « یادگاری » – نرگس میرشاهی
یادگاری
جا گذاشتی زندگیمو توی اون غروبِ پاییز
با دلی شکسته و از غم این زمونه لبریز
شبِ سرد و باد و اشکام همشون یه دنیا درده
تو دلم یه ماجرا هست و یه قصه ی غم انگیز
آسمونِ چشمام ابرش داره هرلحظه میباره
بعدِ رفتنت عزیزم داره صبح تا شب میباره
من با رفتنت شکستم همه دردام تو دلم موند
تو ولی ندیدی عشقم کی تا آخرش به پات موند
برو خوش باش و بخند تو من جز این چیزی نخواستم
همه آرزوم همینه غیر از این چیزی نخواستم
از سرم نمیری بیرون انگار اینجا موندگاری
خاطراتت و گذاشتی واسه ی من یادگاری
نرگس میرشاهی

6 دیدگاه
علیرضا خوشرو · 2021/09/06 در
سلام
درود بر بانو میرهاشمی
بسیار زیبا و دلنشین
درود بر شما
نرگس میرشاهی · 2021/09/07 در
سلام . سپاسگزارم آقای خوشرو 🌱
محمدرضا کیقبادی · 2021/09/06 در
به به چه با احساس قلمتان نویساترباد
نرگس میرشاهی · 2021/09/06 در
درود بر شما. ممنون از لطفتون 🌱🌸
هاجر · 2021/08/28 در
خانم نرگسِ عزیزم خیلی عالی بود افرین
این شعرتون رو خیلی دوست داشتم.
نرگس میرشاهی · 2021/08/29 در
ممنون از شما دوستِ عزیزم که اینقدر به بنده لطف دارید 🌹🌱