شعر « برخیز و برقص آ » – زهرا حسین نیا
برخیز و برقص آ …
امشب چه عجیب است دنیا چه به دام است
شمع و گل و پروانه و جامی که به کام است
من هستم و او هست هر بیش و کمی مست
یک کاخ پر از آینه و شور و دف و دست
من عاشق یارم ، عاشق به کنارم
محبوب تر از عاشق خود هیچ ندارم
هر چیز که دارم یک تحفه ز یار است
من نیز هرآنچه ست به یارم بسپارم
ای تار برقصان ، ای دف به طرب آ
لبریز منم ، عاشق و دلداده و شیدا
هرکس که چنین است هرگز ننشیند
ای عاشق رندانه ی دلداده به رقص آ
تو مظهر دلدادگی و عشق و نگاری
تو گوهر یک خالق با جود و وقاری
چون خوب بدانی در دانه نگینی
انسان شوی و جام به هر کس نسپاری
اینجا به جز عاشق به کسی رنگ ندادند
معشوق به هر خار و خس تنگ ندادند
هرچند که دنیا همه آواز نگار است
اما به جز انسان به کس آهنگ ندادند
برخیز و برقص آ و همه جام به لب گیر
اینجا به تو دادند فقط قدرت تغییر
تو نیز برقصان و همه شهر بنوشان
هز نشود مست به جز میکده درگیر..

3 دیدگاه
نرگس میرشاهی · 2021/08/01 در
شور و حال فوق العاده ای داره شعرتون 👌
علیرضا خوشرو · 2021/09/07 در
سلام
درود بر شما
بسیار زیبا.و.دلنشین
🌹🌹
محمدرضا کیقبادی · 2021/05/31 در
آینده ی خوبی داریدآفرین ودرود برشما