شعر « خیابان خیس » – نرگس میرشاهی
خیابان خیس
به من نگاه کن
نگاهی از پشتِ سردیِ شیشه ای مِه گرفته
می شنوم صدای باران را
در لابه لای صدای قطره های باران
می شنوم پژواک سکوتی سرد را
تو را می بینم
با چتری در دست
در خیابانی خیس
و کوچه ای که جز تو
هیچکسی در آن نیست..
تَرَکهایی درون قلبم حس میکنم
می فهمم معنای این نگاه و چتر چیست
نمی گویم بمان
فقط خیره می شوم به باران و نگاهت
چترت را باز می کنی
آسمان دلش می گیرد
بغض می کند
باران بیشتر می بارد
بار دیگر نگاهم کن
برای بارِ آخر
می خواهم تصویرِ آخرین نگاهت را به ذهن آشفته ام بسپارم
تصویر قدمهایت را…
تو کم کم دور میشوی
من می مانم و شیشه ای مِه گرفته
و آسمانی بغض کرده
و خیابانی خیس
که دیگر هیچکس در آن نیست
نرگس میرشاهی

10 دیدگاه
محمد جدی · 2022/04/21 در
سلام
دوس دارم یه ترانه در مورد روزایی که آسمون بغض می کنه خلق کنم
..
شعراتون قشنگن
مرسی از بودن شما
نرگس میرشاهی · 2022/05/02 در
سلام و درود!
بسیار ممنونم از لطفتون جناب جدی شاعر گرامی🌱🌱
سارا خوش روش · 2021/11/10 در
لطافت کلامتان ستودنیست ،بسیار زیبا🌹🌹
نرگس میرشاهی · 2021/11/10 در
به مِهر خواندید سارای عزیز…🌸
هاجر امانی · 2021/08/19 در
خیلی عالی خلق کردین
آفرین به شما. اسم شعرتون رو دوست دارم، من عاشقِ خیابون خیسم .حسِ خوبی داره
نرگس میرشاهی · 2021/08/21 در
ممنون از شما خانم امانی عزیزم. 🌹❤
سامان نصر · 2021/08/15 در
بسیار زیبا بود
لطافت شعر فوق العاده است
نرگس میرشاهی · 2021/08/16 در
سپاسگزارم از شما آقای نصر عزیز شاعر گرامی🌹🌱
علیرضا خوشرو · 2021/09/06 در
سلام
بسیار زیبا
درود بر شما
و احساس پاکتان
🌹🌹
نرگس میرشاهی · 2021/09/07 در
ممنون از نگاه زیباتون 🌱