شعر “ شده…؟ ” – آمنه صادقی
“ شده….؟ ”
شده عاشق بشوی پای دلت لنگ شود؟
نشود تاب بیاری و دلت تنگ شود؟
دو سه خط شعر برایش بنویسی و…ولی
همه را پاره کند … باز دلش سنگ شود؟
شده تنها بشوی؟ فکر و دلت تنها تر؟
وَ نباشد… شب و روزت همه یک رنگ شود؟
شده یک لحظه تَهِ کوچه ی بن بستِ خیال
تو و او باشی و مابینِ شما جنگ شود؟
تو دلت بوسه ی گرمی زِ لبش می طلبد
و لبش با لبِ تو باز هماهنگ شود؟
نفسی فاصله در بینِ شما هست … ولی
شده یک لحظه همین فاصله فرسنگ شود؟
تو و یک خواب و خیالی که دلت خوب در آن
همه شب غرقِ تماشای شباهنگ شود؟
به لبت خنده اگر هست ولی… وای بگو
شده آهنگِ دلت ناله ی یک چنگ شود؟

2 دیدگاه
نرگس سادات · 2025/04/21 در
عالی عالی
شده عاشق بشوی دل بدهی دل ندهد؟
در دلت قد بکشد رشد کند….
ماج · 2025/01/12 در
بسیار عالی👌👌👌👌