شعر ” هراسون ” – رضا یگانی

منتشر شده توسط Majid Fazeli در

هراسون

منو از عشق میترسونی اما
خودت دنبال عشقی تازه هستی

اگر ترسناکه عشق و دل سپردن
چرا عشقو تو تنها می‌پرستی

جهان را عاشقان ساختندورفتند
به کین تو بند عشقم رو گسستی

منو از عاشقی ترسوندی رفتی
براون زرین سریر عشق نشستی

ازاون آتیش گذشتم چون سمندر
که تا افشا کنم تو خود پرستی

کجا دیدی که این مهتاب زیبا
بماند پشت ابر تا بی نهایت

اگر چه تار وتاریک است شب من
شوی هوشیار تو هم روزی ز مستی

گل از بلبل گریزگاهی ندارد
به غیر از صبر گل راهی ندارد

ولی هنگام پرواز گل از باغ
کنم افشا دل گل را شکستی

امیدم را بریدم از تو چون عشق
چنین داد سخن داد با شقایق

صداقت تا نباشد عاشقی نیست
واین است رمز این دنیا وهستی


دفتر شعر رضا یگانی

اینجا کلیک کنید

Majid Fazeli

Singer / Lyricist / Composer

0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *