شعر « وصال » – محمدرضا کیقبادی
وصال
برق چشمانت مرا دیوانه کرد.
مرغ عشق تو درونم لانه کرد.
انحنای چشم تو بردی قرار.
دروجودم مهرتو کاشانه کرد.
چون دلم با خلق تو انسی گرفت.
نزد من هرآشنا بیگانه کرد.
تو شراب سرخ خورشیدی عزیز.
نوش کردم حالتم مستانه کرد.
عطرشب بوها شمیم یاسها.
با نفوذت دردل من خانه کرد.
من زوصلت تا ابد پاینده ام .
گو که دل کاری خردمندانه کرد.
دفتر شعر محمدرضا کیقبادی
اینجا کلیک کنید
.

5 دیدگاه
جلال زمانی · 2026/02/10 در
سلام
وصال جالبه
اما تو مصرع سوم احتمالا اشتباه تایپی شده
ببخشید بهتره بگید
انحنای چشم تو برده قرار
علیرضا خوشرو · 2022/10/11 در
سلام
درود بر شما
بسیار زیبا و دلنشین سروده اید.
زنده باشید و پایدار
🌹🌹🌹🌹
محمدرضا کیقبادی · 2021/09/15 در
سپاس ازشما دوستان هنزمندوعزیز
نرگس میرشاهی · 2021/08/01 در
عالی بود، موفق باشید .
ملیحه ارجمند · 2021/06/04 در
درود بر شما موفق باشید شاعر گرامی