شعر « گفت و گو » – هاجر امانی

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

گفت و گو

گفتم ای عاشقِ دل خسته بگو
از چه اینگونه پریشان شده ای

داغِ فرزند تورا غم زده کرد
یا که از بخت پریشان شده ای

ناله سر داد که ای جانِ دلم
از غمِ عشق مرا هیچ مپرس

کوه گر جای منِ غم زده شد
از نگاهش تو بخوان.هیچ مپرس

گفتم آخر که چرا صبر کنی
شیشه ی عمرِ گران زَهر کنی

برو از عشق بگو چون فرهاد
تا که لیلی بشود آن صیاد

با خودش گفت به آهِ جگری
تو مگر از دلِ من بی خبری

یارِ شیرین سخنم رفت بهشت
عشق مان را به سرِ سنگ نوشت

دفتر شعر هاجر امانی

اینجا کلیک کنید

.


جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید
هم قافیه ها بانک فروش ترانه - مجید فاضلی

دفتر شعر رایگان

دسته‌ها: شعر و ترانه

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

1 دیدگاه

سارا خوش روش · 2021/11/18 در

ارادتمند شما و اشعار زیباتون هستم،درودها🌹🌹

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *