شعر « پاییز » – زهرا ساداتی
پاییز
چه آرام آمد و زد پشت شیشه
شبیه کودکی به چکمه ی نو
صدای خنده ی مستانه پیچید
میان کوچه باغ و رام تر شد
از آن آهنگ زیبا و دل انگیز
درخت توت خانه شاد گردید
لباس رنگی اش را باز پوشید
کمی از روز پیش آرام تر شد
هوا پر شد از آب قطره قطره
زمین شکل جدیدش را نشان داد
کهنسالی باغ توی کوچه
میان پختگی هم خام تر شد
چه بد اسمی گرفته این شگفتی
که دلگیر و غم انگیز و خزان است
میان آنهمه رنگ و ترنم
کنار شهرتش بی نام تر شد
زهرا ساداتی

3 دیدگاه
ملیحه ارجمند · 2022/02/25 در
سلام زیبا بود بانو
زهره مفتحی · 2021/11/04 در
میان پختگی هم خام ترشد. همین یک مصرع کافی بود که ایرادات شعرتون بپوشونه. زیبا بود🌹🌹🌹
زهرا ساداتی · 2021/11/09 در
بسیار سپاسگزارم از شما دوست عزیزم