شعر « کش وا کش دوران » – فائقه انوری
کش وا کش دوران
جهان طوفان و یخبندان
عذاب و درد بی پایان
فجایع اتفاق افتاد
دراین کوی و دراین میدان
فضای سینه پر کینه
شده محدوده ی شیطان
تمام قلبم آشفته
شده آرمگه هذیان
دگر جان ها به لب آمد
هوا تلخ است و بی باران
هوا سرتاسر آلودست
پلیدی ها شده عریان
نفس پشت نفس گیره
سیاهی می دهد فرمان
سیاهی پای می کوبد
ازاین باریدن حرمان
دگر راهی به جایی نیست
نمانده در بدن ها جان
هزاران تکه شد قلبم
ازین کش وا کش دوران
دفتر شعر فائقه انوری
اینجا کلیک کنید
.

6 دیدگاه
هاجر امانی · 2021/09/15 در
سلام خانم انوری…
بسیار زیبا سرودین. ریتم قشنگی هم داره.
موفق باشی عزیزم
انوری · 2022/06/13 در
سلام خانم امانی جان🌹
تشکر از توجه و محبت خالصانه تون
سربلند بمانی دوست عزیزم
نرگس میرشاهی · 2021/09/15 در
عالی بود خانم انوری عزیز. امیدوارم خیلی زود پلیدی های دوران از بین بره و دوباره همه انسان ها بتونن در آرامش به دور از بیماری و جنگ و … زندگی کنن .🌹
انوری · 2021/09/15 در
تشکر خانم میر شاهی عزیز
somayeh afshar · 2021/09/15 در
بسیار عالی تبریک میگم به این طبع روان ..موفق باشید دوست عزیز
انوری · 2021/09/15 در
شما لطف دارید عزیزم