شعر « خلوت با خدا » – اصغر داداش زاده
خلوت با خدا ز همه دلم بریده به درت زدم که آیی تو که شاعری خدایی تو که در درون مایی به کسی نگفتم از دل که نکرده التفاتی تو خدای پر صفاتی نکنی ز ما جدایی عاشقی خودش بلا و درنبود آن خرابم همچو زهر و مرهم من یاربم ادامه مطلب
