ترانه ” سفر ” – مینا طالبی

سفر باهم بریم جاده شمال گیلانُ دریا عشقُ حال ساحل بریم دریا کنار چشمات که هس آبی نگار داره دلم یه حال خوب دیگه شده کم کم غروب میریم به کلبه جنگلی هستی تُ عشقه اولی با هم بخونیم ای عسل از فال حافظ یه غزل دیوونتم آرومِ جون تا ادامه مطلب

ترانه ” مات چشمات ” – طیبه سنچولی دلیر

مات چشمات من خیلی دلگیرم تو دلخوشی اما من بی تو میمیرم توزنده ای حالا من چشم میدوزم به قاب عکس تو تو چشم میبندی رو کل این دنیا من سرد میلرزم توحسرت دستات تو گرم میخندی رو تخت رویاهات من دل به تو میدم دل میبری از من من ادامه مطلب

ترانه ” بدرقه ” – طیبه سنچولی دلیر

بدرقه این چمدونه دست تو تو دستمه فقط یه چتر بازداره بارون میباره وقته وداعمون نخند یه عمره که حروم شده بایاد تو روز و شبام دیدی که بدرقه ات شده اشکای سرد گونه هام میری و با سوت قطار حک میشی توی خاطرم من بیصدا تموم میشم اگرچه سردو ادامه مطلب

دفتر شعر سحر موسوی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد پادشاه قلبم کسیکه پاشو توو قلبم گذاشتهمنو با خنده هاش دیونه کردهچه خوبه که دلِ دریاییِ اونتوو اعماق وجودم خونه کرده نمیدونم چیه پشت نگاهِشکه من رو سمتِ قلبش میکشونهیه احساس قشنگی داره حرفاشمنو ادامه مطلب

قالبهای شعر پارسی

قالبهای شعر پارسی ( فارسی ) قالب یک شعر را آرایش مصرع ها و قافیه آرایی های آن مشخص میکند. شعرای کهن پارسی زبان همیشه از تعداد محدودی قالبهای اصیل شعر ایرانی پیروی میکردند ، اما در قرن اخیر ، شعر پارسی دستخوش تغییراتی شده که باعث ایجاد قالبهای جدید ادامه مطلب

آموزش سرودن شعر و ترانه

آموزش سرودن شعر و ترانه هماهنگی برای آموزش کلاس خصوصی وآنلاین09198651723 درود و عرض ادب خدمت شما همراهان همیشگی دوستان عزیز ، سرودن شعر و ترانه ، چیزی کمتر از معجزه نیست. گاهی دو خط شعر ، به اندازه ی یک عمر ، با انسان حرف میزند و نا گفته ادامه مطلب

شعر ” پس چه کند ” – رضا یگانی

پس چه کند اگر این عشق مرا بی سروسامان نکند پس چه کند یا اسیر درقفس دردی بی درمان نکند پس چه کند داده ام دل بتوتا کشته راه تو شوم بررخم جاری اگر سرشک باران نکند پس چه کند حاصل این دل شیدا به همه عمر تویی گاه حسادت ادامه مطلب

شعر ” خوش خیالی ” – سیمین سادات صمدی

خوش خیالی شبی آرام خفته بودم دگر نه خسته بودم نه دل شکسته خیالم جمع بود که دارم خواب می بینم دگر نه شور اشک نه آه جگر معلوم بود همانطور بر اسب سپید خوش خیالی می پریدم که یک آن چنان دست بزرگی از نور شد آن تکیه گاه ادامه مطلب

شعر ” وسعت ” – سیمین سادات صمدی

وسعت دلم گرفته به وسعت تمام آسمان ها به اندازه صدای غمگین پرنده ای در موجی از خواهش پرواز اما در حجم یک قفس دلم گرفته در غربت ریزش باران در گذشت تمام دقایقم در تب آرامش معجزه ی نگاه اما در توقف زمان دلم گرفته در هوای تاریک دلی ادامه مطلب

شعر ” ماهی آزاد ” – سیمین سادات صمدی

ماهی آزاد با نگاهی آبی آرام آرام تمنای صدایی می نوازد لمس سایه،پرواز پی در پی سهم رقص و لرزش آب و ساقی و می زخمی افشای راز و لحظه لحظه بغض و گریه می نوازد ماهی آزاد و رود وحشی و سرد حس ریزش،حس ریزش،طعم تلخ باور نور شهریور.۱۳۸۷ ادامه مطلب