شعر “ آخرین لحظه ” – آمنه صادقی

آخرین لحظه ای که بعد از من گَهی هم شادمانی می کنی مثل هر شب امشبم را آسمانی می کنی؟ چون تو با آزردگان هم مهربانی کرده ای با منِ آزرده دل هم مهربانی می کنی؟ گرچه پایانم رسیده لیک می پرسم ز تو این منِ دیوانه خو را جاودانی ادامه مطلب

شعر “ آرزو ” – آمنه صادقی

آرزو اگرچه دیدنت همیشه جز خیال نیست بیا بگو که آرزوی من محال نیست بیا کمی ز خنده های خود به من ببخش که زندگی همیشه بر همین روال نیست ببین چگونه غرق پَر گرفتنم ببین ولی کجا روَم دراین شبی که بال نیست و باز نذر کرده ام دمی ادامه مطلب

شعر ” یکی مثل من ” – محبوبه بیاتی

یکی مثل من اگه ابرم که ببارم واسه دل تنگی چشمات اگه خورشید که بتابم روی تاریکی شب هات اگه حتی یه کویرم رنگ دریا رو می گیرم تب داغ این سکوت و میخام از چشات بگیرم توی آسمون قلبم واسه تو ستاره ساختم همه دنیامو چه آسون پای دنیای ادامه مطلب

شعر ” خورشید یقین ” – محبوبه بیاتی

خورشید یقین گلبانگ شادی سر دهید سر زده خورشید یقین رسیده موسم بهار بر چشم بی تاب زمین واژه ها پیراستند دل را به نور انتظار شبنم عشق چکید از دل باران بهار شاه بیت شعر خلقت پا نهاده بر زمین لات و عزی در هم شکست هیبت خیر المرسلین ادامه مطلب

ترانه ” به رنگ بی تابی ” – محبوبه بیاتی

به رنگ بی تابی یه وقتایی زمستونم شبیه برف و بارونم مثه روزای سردی که داره سر میره از جونم یه وقتایی مثه آتیش که گر می گیره از خوابی مثه وحشت کابوسی که داره رنگ بی تابی به هم میبنده دستامو بازم این دل دیوونه داره خاک می خوره ادامه مطلب

شعر ” نمیدانم چرا ” – محمدرضا احمدی

نمی دانم چرا عاشقی زارم نمیدانم چرا دوستت دارم نمیدانم چرا در دلم بنشسته ای دست از دلت برنمیدارم نمیدانم چرا راحت جانم شدی از عشق تو خوب سرشارم نمیدانم چرا چون نشستی در دلم از غیر تو پاک بیزارم نمیدانم چرا دل زدستم برده ای اما ببین باز دلدارم ادامه مطلب

شعر ” تشبیه ” – محمدرضا احمدی

تشبیه صورت ناز تورا تشبیه گل کردم ولی دیدم این تشبیه من یک اشتباهی بیش نیست آن رخ زیبای تو از برگ گل زیباتر است بدر کامل پیش تو قرص سیاهی بیش نیست آن دو چشمانت به دریا کرده بودم من مثل دیدمش دریا که خود کشتار گاهی بیش نیست ادامه مطلب

شعر ” عشق ” – محمدرضا احمدی

عشق عشق را باید میان دست خالی جستجو یا میان اشکهای پاک و جاری جستجو گفتنِ از عشق شاید راز دل را فاش کرد در خفا راز دلت در بیقراری جستجو دیدن برگ گل پژمرده هر دل را حزین میکند، غم را دراین خاری و زاری جستجو آتش عشقی اگر ادامه مطلب

شعر ” در وصف یار ” – محمدرضا احمدی

در وصف یار بسکه از چهرۀ زیبای تو گفتم لب من بوی گلهای بهاری و معطر دارد برزبانم شده است سبز بسی غنچۀ گل در فضای دهنم بوی صنوبر دارد چهرل ناز تورا نقش نمودم چو پری چشم تو در دل من نقش منور دارد قدو بالای تورا سرو ببینم ادامه مطلب

شعر ” هوای عاشقی ” – محمدرضا احمدی

هوای عاشقی مینویسم باز از حال و هوای عاشقی دل گرفتار غم و درد وبلای عاشقی میرسد هردم به گوشم صوت زیبایی زیار تا گشایم رحل زیباو نوای عاشقی صحبتی با یار دارم تا بگویم راز خود یک سوالی پرسم از آن مقتدای عاشقی عاشقی آیا گناه و معصیت آرد ادامه مطلب