شعر ” خیال دیدن یار ” – محمدرضا احمدی

خیال دیدن یار می کشم پای خیالم را بسوی کوی یار تا ببینم در زمستان رد پایی از بهار می شوم دلخوش به عطری تا رسد از کوی دوست راحت جانم شود گربینم آن عالی تبار یاد او افتم چو بینم برگ زیبای گلی رد پایش را بجویم سوی باغ ادامه مطلب

شعر ” کلید اسرار ” – محمدرضا احمدی

کلید اسرار ای روزگار غدار دست از سرم تو بردار ازمن چه دیده ای جز نیکی به گاه پندار سختی زدوری یار یا غرقه در فراقت چشم انتظار وصلی حسرت برای دیدار صبرم دگرسرآمد از زخم دل چه گویم چشمم به در سپیدو یارم نشد پدیدار صد مرحبا به غم ادامه مطلب

دفتر شعر منیره میرشفیعی (تابان)

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد اون روزا تو اشکامو‌ نمی بینی که پشت عینک دودی منو برگردون اونروزاکه خیلی عاشقم بودی سراغ از من نمیگیری نمی بینی که داغونم غرورم رفته از دستم ولی پای تو می مونم غزلهای ادامه مطلب

شعر “ پریشانی ” – آمنه صادقی

” پریشانی” اعصاب ندارد دلم از دست غزلخوانی تو چندیست که در فکر توام فکر پریشانی تو می بینم از این دلهره های تو که :”باید چه کنم”؟ من مانده ام اینجا به هوای دل بارانی تو هرچند نگفتی به من از حال خرابت باز هم آگاهم از آن دلهره ادامه مطلب

شعر “ رابطه … ” – آمنه صادقی

” رابطه… ” باز باید بروم ، رابطه تب دار شده ست مثلِ یک کودکِ نوپاست ، که بیمار شده ست این که باید بروم دستِ خودم نیست ، ولی از همین طرز نگاهت به من اجبار شده ست یک نفر ساده برایم ، غزلی تازه نگفت حرف ها در ادامه مطلب

شعر “ جواب ” – آمنه صادقی

“ جواب ” من برای هر سوال یک جواب می خواهم حرف عاشقانه واژه های ناب می خواهم من میانِ زندگی و مرگ مانده ام که…آه… از خدای خویش ،حقِ انتخاب می خواهم در میانِ یک سراب مانده ام ،کسی که نیست پس ز دستِ دشمنانِ خویش آب می خواهم ادامه مطلب

شعر “ شده…؟ ” – آمنه صادقی

“ شده….؟ ” شده عاشق بشوی پای دلت لنگ شود؟ نشود تاب بیاری و دلت تنگ شود؟ دو سه خط شعر برایش بنویسی و…ولی همه را پاره کند … باز دلش سنگ شود؟ شده تنها بشوی؟ فکر و دلت تنها تر؟ وَ نباشد… شب و روزت همه یک رنگ شود؟ ادامه مطلب

شعر “ رویای یک دیوانه ” – آمنه صادقی

“ رویای یک دیوانه ” بی خبر آمد شبی، دیوانه ام نامید و رفت بر تمامِ آرزوهای دلم خندید و رفت وقتِ رفتن توی قلبم یک تولّد را ندید از نگاهش شاخه عشقی در دلم رویید و رفت هرچه گفتم صبر کن یا قول برگشتن بده روبرویم تکّه عکسی از ادامه مطلب

شعر “ دلخوش ” – آمنه صادقی

“ دلخوش ” کجا؟ کی؟ گم شدی در شب که ویران گشته دنیایم چنان گشتم به دنبالت ، که پینه بسته پاهایم چه مانده جز خیالِ تو برای من،ببین اکنون صدای گریه های من نشسته در غزلهایم و می دانم که می آیی ، تو مثلِ معجزه آری تو را ادامه مطلب

دفتر شعر احمدعلی زارعی

دفتر شعر احمدعلی زارعی هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد در تپش های انتظار از چشمه عشقجرعه ای ما را بسدر این فکر و خیالرفته دل در محبساز تلخی دردگشته کامی شیریندر خنده زخمگشته قلبی غمگیناز نبض کلامشده خونی جاریبا ادامه مطلب