شعر « دوستت دارم » – حوریا حسین زاده

دوستت دارم چگونه باز بگویم  که دوستت دارم که از غمت همه شب ‌تا به صبح بیدارم تو را که پاک و لطیفی تو را که معصومی و وقت بوسه ی  چشمان من چه محجوبی تو را که لایق این عشق جاودانه شدی به هر کتاب که من خواندمت  ترانه ادامه مطلب

ترانه « با تو » – حوریا حسین زاده

با تو تو یک روز  اومدی و این دلم رو زیر و رو کردی با حرفای قشنگت قصه ی عشقو شروع کردی تو بودی که به یاد من آوردی عطر لبخندو منو با حس خوب عاشقانه م رو به رو کردی دلم هر وقت نبودی تنگ شد  تنهای تنها شد ادامه مطلب

شعر « برای پدرم » – حوریا حسین زاده

برای پدرم چقدر خسته ام امروز مثل پاییزم کجاست شانه ی تو تا به آن بیاویزم از آسمان نگاهم که خیس و بارانیست  به روی خاک مزارت ستاره می ریزم تو رفتی و دل من غرق بی قراری شد شبیه برگ تکیده به فصل پاییزم کجاست دست پر از مهرو ادامه مطلب

دفتر شعر حوریا حسین زاده

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد مرا رها کن دگر ز تو رمیده ام که جنگلی پر از شبی برای قلب خسته ام لبریز کابوس و تبی دگر زتو رمیده ام پر از ترانه نیستی فناشدی و بهر من تو ادامه مطلب

دفتر شعر سمیه افشار

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار، بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد . کوچه ی بارونی اولین بار توی کوچه زیر بارون دیدمت می دویدی برسی من خیس و حیرون دیدمت چترِ آبیه تو دستامو گرفتم رو سرت که تو رو بادلِ عاشقم به خونه ببرت ادامه مطلب

شعر « قنوت » – غلامرضا بهنامی

قنوت یک شب بیا زِ خاطره ها گفتگو کنیم در کوچه های دل، دلِ خود جستجو کنیم در زیر سروهای کهن رودخانه ای ست یک شب بیا که کینه ز دل شستشو کنیم با هر نسیم صبح بیاییم خانه را از گرد و خاک کهنه ی آن رفت و رو ادامه مطلب

ترانه « اسپرسو و بیداری و غصه » بابک سویدا

اسپرسو و بیداری و غصه دلتنگ اون روزا نمیشی ،نه ؟ رویام و میبینی توی شبهات ؟ اون کافه ها ،اون جاده ها ،موزیک … رقصیدن لبهام رو لبهات … از دور میبینی من و ،خوبم از دور شاید … مثل یه آهن هیچ ایده ای داری چجوریه ؟ تو ادامه مطلب

ترانه « کابوس » بابک سویدا

کابوس کابوسه رویام کابوسه دنیام مشکوکه دیگه خوابم یا بیدار مثل تَوهم دیدم که آروم میرقصی انگار تو دود سیگار دیوار بغضی توی گلومه زندونه سینه‌م دارم میپوسم تو قاب عکسی یخ کرده لبهات نبودنت رُ وقتی میبوسم کنج اتاقم مبهوت و ساکت از تو چه پنهون رو به افولم ادامه مطلب

شعر « کتاب عشق » – ملیحه ارجمند

کتاب عشق از کوچه ی تنگ دلم وقتی عبور میکنی این سینه ی غم دیده را غرق سرور می کنی عطر نفسهای تو در هفت آسمان گل میکند گاهی چنین مستانه درذهنم خطور میکنی وقتی که دل تنگ توام چشمان من بارانی است این حس باران خورده را از من ادامه مطلب