دفتر شعر حوریا حسین زاده

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد مرا رها کن دگر ز تو رمیده ام که جنگلی پر از شبی برای قلب خسته ام لبریز کابوس و تبی دگر زتو رمیده ام پر از ترانه نیستی فناشدی و بهر من تو ادامه مطلب

دفتر شعر سمیه افشار

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار، بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد . کوچه ی بارونی اولین بار توی کوچه زیر بارون دیدمت می دویدی برسی من خیس و حیرون دیدمت چترِ آبیه تو دستامو گرفتم رو سرت که تو رو بادلِ عاشقم به خونه ببرت ادامه مطلب

ترانه « اسپرسو و بیداری و غصه » بابک سویدا

اسپرسو و بیداری و غصه دلتنگ اون روزا نمیشی ،نه ؟ رویام و میبینی توی شبهات ؟ اون کافه ها ،اون جاده ها ،موزیک … رقصیدن لبهام رو لبهات … از دور میبینی من و ،خوبم از دور شاید … مثل یه آهن هیچ ایده ای داری چجوریه ؟ تو ادامه مطلب

ترانه « کابوس » بابک سویدا

کابوس کابوسه رویام کابوسه دنیام مشکوکه دیگه خوابم یا بیدار مثل تَوهم دیدم که آروم میرقصی انگار تو دود سیگار دیوار بغضی توی گلومه زندونه سینه‌م دارم میپوسم تو قاب عکسی یخ کرده لبهات نبودنت رُ وقتی میبوسم کنج اتاقم مبهوت و ساکت از تو چه پنهون رو به افولم ادامه مطلب

شعر « کتاب عشق » – ملیحه ارجمند

کتاب عشق از کوچه ی تنگ دلم وقتی عبور میکنی این سینه ی غم دیده را غرق سرور می کنی عطر نفسهای تو در هفت آسمان گل میکند گاهی چنین مستانه درذهنم خطور میکنی وقتی که دل تنگ توام چشمان من بارانی است این حس باران خورده را از من ادامه مطلب

دفتر شعر بابک (سویدا)

دفتر شعر بابک کاظمی (سویدا) هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد مولف کتاب پریش و پزشک . لعنت لعنت به من حتی کنار تولعنت به هر جایی که می‌مونمدارن عذابم میدن این افکارلعنت به چیزایی که میدونممتن کامل شعر اسپرسو ادامه مطلب

شعر « از یاد رفت » – رضا اکرمی

از یاد رفت لب گشودی مزه ی قند و عســـــل از یاد رفت شعر گفتی حافظ و شیـــــــــخ اجل از یاد رفت روز بگرفتی به آنی از سر مســــــــــــتان کلاه زین فُســـــــونت لاجرم، مکر و حیَل از یاد رفت تا نقاب از صورت چون ماه خود برداشـــــــــتی نور و زیبایی ادامه مطلب

شعر « کابوس های تیره » – غلامرضا بهنامی

کابوس های تیره بشنو ز مهربانی غزل ناب من شبی برچین گهر ز دیده پر آب من شبی دستم بگیر و راهبرم شو به آسمان با پله ای به خلوت محراب من شبی در مانده ام در این شب تاریک بی کسی پیدا نگشت جلوه ی مهتاب من شبی کابوس ادامه مطلب