ترانه « من و تو » – هاجر امانی

من و تو تو طلیعه ی بهاری به شِکفتنِ وجودت من طلوع ماه و مهرم توی گنبد کبودت هرم اون نگاهِ مستت شده جون پناه دردم بدون فانوس چشمات اسیرِ کابوس سردم تو تبسمی میدونم که به هر لبی نیازی منم اون ترنمی که به خیالت شده رازی توی چشمای ادامه مطلب

ترانه « مامان » – نرگس میرشاهی

مامان نبودت از صدتا قهوه تلخ تره باز هوای خونه از قبل سردتره داره میرسه زمستون تو بهار الان از زمستون حتی سردتره رفتنت قلبمو آتیش زد ولی من تحمل میکنم نبودت و میدونم یه روز دوباره میتونم من در آغوش بگیرم وجودت و اون صدات توو گوشمه هر شب ادامه مطلب

ترانه « باید فراموشت کنم » – نرگس میرشاهی

باید فراموشت کنم بدی نکردم به چشات صدات یاد من میاد هروقت باهات قهر میکنم نگات به خواب من میاد میدونی مجبورم برم چیکار کنم یادت برم؟ باید برم مسافرم تو که نموندی با دلم باید فراموشت کنم برم یه جا تو نباشی اینجوری دیوونه میشم باشی و با من ادامه مطلب

شعر « تب » – نرگس میرشاهی

تب درِ قلبت را به روی چشمان سیاهم باز کن ای پناه جانم! می خواهم جادوی چشمانم را روانه ی قلب بی گناهت کنم می خواهم آلوده ی تبِ این عشق شوی آنقدر که عشق از انگشتان مهتاب بچکد و من ساعت ها در زیر نور ماه به نظاره ی ادامه مطلب

شعر « گل سرخ » – نرگس میرشاهی

گل سرخ من میمیرم واسه خنده هات عزیزم بیا تا دنیا رو زیر پات بریزم بیای و بگی ببین من که باهاتم تو تموم لحظه ها که پا به پاتم هنوزم بخاطر چشمای مستت همه ی زندگیمو میدم به دستت چشاتو میخوام فقط تا وقتی هستم واسه تو چشمامو رو ادامه مطلب

ترانه « نامه ای به بهار » – هاجر امانی

نامه ای به بهار زمستونه هوا سردِ به خود پیچیده تاکستان عجب حالِ بدی دارن گُلای باغِ این بستان به روی شاخه افتاده پرستو با دلی پرخون زِ دوریه بهار خاتون شده افسرده و مجنون شکایت میکنه بلبل به سردی هوا هرشب چه دلتنگه گلِ سنبُل شده دیوونه از دیشب ادامه مطلب

شعر « عهد » – نرگس میرشاهی

عهد از عرش تا فرشِ زمین یاقوت و دُرّ و یاسمین ریحان، بنفشه، ناروَن نرگس وَ مُشکِ عنبرین گویند تسبیح تو را هر لحظه تکبیر تو را باقی تویی ساقی تویی هر درد را شافی تویی عارف منم سالک منم دیوانه ی عاشق منم من ذره ای پوچ و تهی ادامه مطلب

ترانه « کاشکی » – هاجر امانی

کاشکی کاشکی ترانه هام بشی خنده ی رو لبام بشی تو ابتدای دفترم جمله ی نا تمام بشی کاشکی بگیره آسمون اَبرِ منو رو دامنِش بریزِ اشکای منو شبونه روی پیرهنش شدی غَزالِ گم شده تو دشتِ پر شقایِقَم کاشکی بشه خیالِ تو اسیرِ هر دقایِقَم پیچکای حیاطِمون قد کشیدَن ادامه مطلب

ترانه « تو خیالی یا حقیقت » – نرگس میرشاهی

تو خیالی یا حقیقت تو خیال خسته ی جسم کویر دوباره بارون و دریا میبینم دوباره مثل شبای قبل از این خودمو بالای اَبرا میبینم دریا و ماهی و اون قشنگیاش همه رو پیش تو یکجا میبینم جنگل و درخت و گلهای حیاط همه رو زیبای زیبا میبینم الان از ادامه مطلب

ترانه « مرد » – نرگس میرشاهی

مرد تورو تو رخت عروسی نمی بینم دیگه باز ستاره ای من نمی چینم اگه نیستی پیشم و رفتی تو دیروز این و من به دست تقدیر نمی بینم تو خودت خواستی بری، بری جدا شی بری و تو خاطراتمون رها شی تو که اون روزای اولش می گفتی نمیشه ادامه مطلب