شعر « برقصم » – محمد رضا احمدی

برقصم دلم خواهد که روزی در خیالم بگیرم دست تو شادان برقصم به همراه یکی آهنگ زیبا کنارت تا بپای جان برقصم بگیرم دست تو دورت بگردم شوم در خانه ات مهمان برقصم بنوشیم جام می باهم پیاپی کنم رقص سماع مستان برقصم ببینم قدوبالای قشنگت شوم مجنون و مو ادامه مطلب

شعر « شعری با طعم چای » – ملیحه ارجمند

شعری با طعم چای یک صبح دیگر با طلوع خنده هایت آغاز می گردد دوباره زندگانی می جوشد از عشقت دلم مثل سماور من چای تلخ و تو خود قندی همانی حل میکنم شیرینی ات را در وجودم گم می شوی در من ، میان من نهانی تلخیِ جانم را ادامه مطلب

شعر « پری » – رضا اکرمی

پری ای کزین کوی و سرا ناله کنان مــــــیگذری روز و شب در پی او همچو خَسی دربدری بر حذر باش، بسی در پی او حــــیرانند گنج قارون بُوَد اَر یابی از او موی سری گاه اینجاست به آنیّ و گهی نیســـــــت به آن میشود ده به ده و شهر ادامه مطلب

شعر « بوی عطر یار » – محمد رضا احمدی

بوی عطر یار میتراود ازوجودم عطر گلهای بهار چون تورا اندیشه کردم لحظه ای بی اختیار تاکه یادت میکنم شیرین شود کامم عزیز یاد شیرینت کند طعم عسل بی اعتبار در خیالم روی ماهت دلربایی میکند سرخی لبهای تو رنگ می زداید از انار درسیاهی چشم تو رنگ شفق را ادامه مطلب

ترانه « حدس » – زهرا حسین نیا

حدس من حدس میزنم وقتی که با منی تنهاتر از منی من حدس میزنم با اینهمه غرور زیباتر از منی باور نمیکنم تو آسمون عشق من تک ستارتم احساس میکنم با من‌ غریبه ای وقتی کنارتم با هر خیال تو پر میکشه دلم تو آسمون عشق من حدس میزنم عشق ادامه مطلب

شعر « لبخند کیمیا » – محمدرضا کیقبادی

لبخند کیمیا شباهنگام که بام آسمان پیراهن مهتاب برتن داشت  و رنگ نقره ای فامی ، به دامان و به روی شهر می پاشید، به دنبال گلی کمیاب گلی زیبا که داروی دیار خسته ی من بود، به هر سویی روان گشتم ز، هرکس چون سراغی می گرفتم، نشانی را ادامه مطلب

ترانه « چرخ و فلک » – زهره مفتحی

چرخ و فلک تا به خودم اومدم رنگ رخم زرد شد تو چی شنیدی بگو دلت ازم سرد شد مثل یه افسانه بود اول این قصمون آخرش اما چه تلخ حرف یه نامرد شد تا به خودت اومدی عشق کنار تو بود راحت و ساکت نشست یار مهار تو بود ادامه مطلب

شعر « بمان » – زهرا فرشیدفر

بمان چه تعبیرِ نابی تو عاشق شوی و من در خیالت خدایی کنم تو قلبِ مرا از نفس پُر کنی و من از تو جانت گدایی کنم “ترجیع بند” مرو مرو به سویِ جاده که جانِ من به لب رسانده سکوتِ جاریِ نگاهَت درگیرِ توام،درگیرِ توام گذشتم از خیالِ ماندنت ادامه مطلب

ترانه « طلبکار » – زهره مفتحی

طلبکار یه ماشین دودی تو توی اون بودی مسیرمو بردی به سمت نابودی یه هاله نورو یه آدم بورو پیش تو میدیدم وصله ناجورو به خاطرت دنیا دورسرم چرخید یه رهگذر اومد که حالمو پرسید گفتم که عشقم رو با یه نفر دیدم دیوونه بود انگار رفت وبهم خندید باخنده ادامه مطلب