ترانه « نگاه سرد » – نرگس میرشاهی

نگاه سرد سکوت سرد من از تو ، نگاه سرد من از تو چرا رفتی تو که بودی،همه دنیای من ،از تو چی مونده غیر یک تصویر،که اونم مبهمه،از تو چی دارم غیر یک عکس و ،کمی رویا و اشک ،از تو بجز حسرت چی با من موند ،بیا برگرد ادامه مطلب

ترانه « مگه میشه » – هاجر امانی

مگه میشه … مگه میشه تو باشی و برم با دیگری باشم سرت رو شونه هام باشه ولی تنها ی تنها شَم مگه میشه نگاهت رو بدزدی از نگاه من برات هر لحظه میخونم تویی آخر پگاهِ من تو کردی باور این عشقو.ولی دیوونه من بودم دلم رو خونه ات ادامه مطلب

شعر « شب یلدا » – ملیحه ارجمند

شب یلدا دوست دارم شب یلدا ،تو کنارم باشی روشنی بخش و امید ، شب تارم باشی زیر کرسی قدیمی، با دلم ‌بنشینی باز در اوج زمستان تو بهارم باشی من به دیوان دو چشم تو تفال بزنم و به فرموده ی حافظ تو نگارم باشی دوست دارم من اگر ادامه مطلب

شعر « او خودش گفت » – ملیحه ارجمند

او خودش گفت او خودش گفت به من میل به رفتن دارد پای این خاطره ها قصد نماندن دارد او به من گفت که تو فصل بهاری اما… چه کنم دل هوس سردی بهمن دارد او دلش با دل من همقدم و یار نبود او خودش گفت که امید رهیدن ادامه مطلب

ترانه « فاز بیخیالی » – ملیکا اسدی

فاز بیخیالی گفتی بی خیالش اما ،با خودت نگفته بودی که کسی تو رو ببینه ، من میمیرم از حسودی مگه میشه که فراموش ، کنم اون ثانیه ها رو نصفه شب صدا میکردم ، از ته دلم خدا رو تو نباشی مگه میشه ،حتی فکرشم عذابه گریه کن برام ادامه مطلب

ترانه « تو » – ملیکا اسدی

تو تو که باشی لحظه هامو،می سپرم به دست بارون تو که خوب میدونی شبهام،تو نباشی میشه زندون تو خبر داری عزیزم ،زندگیم بی تو حرومه عشق و عاشقی همیشه، نباشی دیگه تمومه تو برام قد یه رویا، چه قشنگ و دل فریبی گاهی وقتا واسه ی من، مثه یه ادامه مطلب

ترانه « محرم رازم » – ملیکا اسدی

محرم رازم تو چه دوری از کنارم، من چه دورم از حضورت خیره می شدی به چشمم، با نگاه پر غرورت با تو من خاطره دارم، خاطراتی پاک و زیبا تو بمون همیشه با من، تو بمون کنارم اینجا تو ببین اشک چشایی، که واسه تو گریه کرده اون دل ادامه مطلب

ترانه « خیالت » – ملیکا اسدی

خیالت دوباره دارم می گردم،تو مرور خاطراتت دوست دارم، تو هم بدونی حسرتم شده نگاهت به خودم دوباره گفتم،باید از تو بگذرم باز لحظه های عاشقونه، نمیشه دوباره آغاز سادگی نکن دوباره،پاک کن از دلت غما رو یادته بودی همیشه،تک وتنهایی شبا رو تو که یادت نمی مونه،لحظه هایی که ادامه مطلب

شعر « ارمغان » – محمد رضا احمدی

ارمغان بنويسم از  برايت که  تويي  اميد جانم من اگر چه پير گشتم  به محبتت  جوانم  تو اگر مرا نخواهي  گله اي ندارم  از تو من  اگر  تو  را نخواهم بخدا نمي توانم  تو نشسته اي  به قلبم به  مثال  پادشاهي که  مرا اسير  کرده به کمند  زر نشانم  شبم ا ز تو  پرستاره ادامه مطلب

شعر « گلواژه های راز » – محمد رضا احمدی

گلواژه های راز بند بند شعر من دم میزند از ناز تو ناز چشم و ناز لبهای تر و طناز تو چون ببینم آن رخ زیباتراز ماه منیر می چکد از شعر من گلواژه های راز تو از لبت چون مینویسم گل شکوفا میشود صد شکوفه می دمد از خنده ادامه مطلب