ترانه « ارکیده » – هاجر امانی

ارکیده چند روزیه دلم هواتو کرده رو بالِ شاپرک کناره پرده با نفَسم، که حبسِ توی سینه هر دقیقه میره و بر میگرده عطرِ گُلای ناروَن و اُرکیده بنفشه ها، شمعدونی های چیده قاتی شدن با عطر مهربونیت شیرین شدن با حسِ هم زبونیت پنجره ها بازو غروبِ پاییز توی ادامه مطلب

ترانه « دنیا » – ساناز اشعریون

دنیا خودمو به خواب میزنم دنیا بی خوابم میکنه با آدمای کاغذی منو خرابم میکنه مشتی به دنیا میزنم حسابِ کار دستش بیاد اخه توو این شهرِ مریض تنها از من بدش میاد دل از عزا دربیار دنیا بهم پشت نکن توو بازارِ نامردی دستی برام مشت نکن دفتر شعر ادامه مطلب

شعر « عشق و دل » – هاجر امانی

عشق و دل از عشق پرسیدم چرا بی اِذنِ من در دل شدی؟ آهسته و دامن کِشان بر کوی دل نازل شدی؟ گفتا که من پروانه ام بر حالِ تو مهرانه ام همچون به رَغمِ مُدعی بر خانه ات رِندانه ام در دل تپش ها شد عیان بر گونه ام ادامه مطلب

ترانه « مهمانم رسید » – محمد رضا احمدی

مهمانم رسید آنقدر شاده دلم چون ماه تابانم رسید دل پراز شورو شرر زیرا که مهمانم رسید دل زهجرش تنگ و چشمم بر قدومش منتظر چشم روشن ، دل به شادی، زانکه جانانم رسید شادی ام از ره رسید صبح امیدم دمید آمدآن روح و روان دل بسویش پرکشی غم ادامه مطلب

شعر « من کیستم؟ » – هاجر امانی

من کیستم؟ با خودم گفتم خدایا کیستم در بنای این جهان من چیستم مرغکی بی دست و پا در آسمان یا که شیری در شکار اُستخوان شایدم موری به زیرِ پای فیل یا که تورِ ماهی افتاده نیل چون که این افکار در سر شد نهان گفته هایم ریخت چون ادامه مطلب

ترانه « شاه بیت » – نرگس میرشاهی

شاه بیت شاه بیت همه شعرای منی غصه نخور تو که آخر میری و دل میکَنی غصه نخور هر کلامت میتونه قلبمو آرومش کنه تو ولی بی خبری، میگذری غصه نخور گاهی از پنجره شب خودتو رها بکن بیا باز مثل گذشته دوباره دعا بکن بذار باز خورشید صبح طلوع ادامه مطلب

شعر « راز دل » – محمد رضا احمدی

رازدل مي نشينم مي نويسم باز پاکش مي کنم هرچه غم دارم درون سينه خاکش ميکنم قدرت ابراز اند و هم نباشد بر کسي در درون خود غمم را چاک چاکش مي کنم مي زنم لبخند اما خنده ام خاکستري است چشم را گاهي زغصه نم ناکش مي کنم مي ادامه مطلب

متن ادبی « هدیه خدا » – نرگس میرشاهی

هدیه خدا قطره ای چکید در کویر و پس از آن قطره های پیاپی باریدند سنگ ها مات و مبهوت به یکدیگر نگریستند تا به آن روز اینگونه خوشحال نبودند نمی دانستند این از کجاست به گمانشان ابر این قطره ها را برای آن ها فرستاده در دل از ابر ادامه مطلب

ترانه « روزای تلخ » – نرگس میرشاهی

روزای تلخ هوا گرفته دوباره دلم داره هی میباره چشام به راهته هنوز کسی رو دوست نداره جز تو که میدونی برام باهمه فرق داشتی یه روز دیوونتم من هنوزم تو به دلم گفتی بسوز عطر تن کی غیر تو من و به رویا میبره روزای تلخ رفتن و میتونه ادامه مطلب