ترانه « بیخوابی » – رضا اکرمی

بیخوابی وقتی توو قاب میبینم نگا تو چشام از شوق چشمات تار میشه نمیشه باورم چون، خونه نیستی دفاع ذهن من، انکار میشه توو این وقتا تموم دلخوشی هام صدای خسته ی گیتار میشه تو رفتی و تموم خاطراتت شبا روی سرم آوار میشه چشای خسته و محتاج خوابم نخوابیده ادامه مطلب

ترانه « چشمان خسته » – رضا اکرمی

چشمان خسته چشای خسته و پر اشکم انگار  هنوزم داره دنبالت میگرده دلم با ناله و با آه و زاری داره میگه شکسته، غرق درده غم دوری، غم عشقت عزیزم نگا کن با من و چشمام چه کرده هوا گرمه ولی دارم میلرزم تو که نیستی تابستونم چه سرده روزام ادامه مطلب

شعر « مسلمانی » – محمد رضا احمدی

مسلمانی سعی کن که بخندی و بخندانی  سعی کن که برقصی و برقصانی سعی کن دل غمگین را   دلشاد بگردانی سعی کن که فقیران را  دریابی تو پنهانی سعی کن که ببخشایی   آن لحظه که سلطانی سعی کن که بیارایی این حالت نفسانی با زمزمه قرآن یا حرمت انسانی سعی کن که شوی همدم ادامه مطلب

شعر « زبان گل » – محمد رضا احمدی

زبان گل با زبان گل برایت مینویسم نازنین برگ سبز و بوی عطر و ناز یار دلنشین صحبت گل عشق بلبل نرمی باد صبا لطف باران یاد یاران پرنیانی بر زمین قلب عاشق شد شقایق از نگاهی شوخ وشنگ دل شده با شعله های لاله محشور و قرین دل تپید ادامه مطلب

شعر « چشم اشکی » – سمیرا معتمد جلالی

چشم اشکی قلبم درون شهرجشمت مانده ای دوست چشمم مراز اشک ودلم غرق است درخون آن روز که چشمم به چشمت قفل می بست آیینه ام شد رنگ دریاهای جیهون کشتی من غرق نگاهت بود آن روز تاریخ در هرلحظه می شد سخت تکرار آن لحظه چشمانم به چشمان تو ادامه مطلب

شعر « بیشتر » – محمد رضا احمدی

بیشتر دوستت دارم عزیزم از دل و جان بیشتر میپرستم عشق خود را  از رقیبان بیشتر ای صنم ای قبله گاه من به وقت عاشقی مستم از مینای عشقت از رفیقان  بیشتر کن نگاهی بر من آزرده دل با ناز تا من شوم قربان چشمت از عزیزان بیشتر دل به عطر موی تو ادامه مطلب

شعر « اختیار » – محمد رضا احمدی

اختیار من اختیار خود را دادم به دست دلبر آن عشق آتشینی کو بوده مثل گوهر غم بر دلم نهاده از  هجر دیدن خود غم میبرد از این دل گر آید او به منظر دل می شود سرایش در عشق و شور و مستی کاخی  شود همین دل گر او  کند منور ادامه مطلب

ترانه « لیلا » – محمدرضا کیقبادی

لیلا منو اون نازنین لیلا کنارِ ساحل دریا یه احساس قشنگُ خوب یه تصویری مثِ رویا به روی ماسه های خیس چه زیبا بود قدم هامون صدای دلنوازِموج وآهنگِ نفس هامون تمومِ لحظه هامون بود پرازشعروغزل گونه ترانه ها رولبهامون می رفتیم، شونه به شونه شفق، مهممونِ آسِمون یه رنگی ادامه مطلب

ترانه « شبونه برنگرد » – سمیه افشار

شبونه بر نگرد سپیده سر زد و تو رو توو بسترم ندیدم و مث یه کولی دربه در به کنج غم خزیدم و چیا تو این یه ماهی که تو رفتی اومد به سرم چیا کشیدم از غمت تازه اومد به خاطرم تو رفته بودی از دلم کجا باید میومدم ادامه مطلب

ترانه « قویِ وحشی » – سمیه افشار

قوی وحشی توو این روزا نگاهت دوره از من دلت خیلی زیاد رنجوره از من تو رنجوری چرا عشقم زیاده به هیشکی جز تو قلبم دل نداده تو رنجوری چرا بی تابم ای یار نباشی من چرا بی خوابم ای یار چرا وقتی سفر میری می میرم تموم زندگیمو خط ادامه مطلب