شعر « زبان گل » – محمد رضا احمدی

زبان گل با زبان گل برایت مینویسم نازنین برگ سبز و بوی عطر و ناز یار دلنشین صحبت گل عشق بلبل نرمی باد صبا لطف باران یاد یاران پرنیانی بر زمین قلب عاشق شد شقایق از نگاهی شوخ وشنگ دل شده با شعله های لاله محشور و قرین دل تپید ادامه مطلب

شعر « چشم اشکی » – سمیرا معتمد جلالی

چشم اشکی قلبم درون شهرجشمت مانده ای دوست چشمم مراز اشک ودلم غرق است درخون آن روز که چشمم به چشمت قفل می بست آیینه ام شد رنگ دریاهای جیهون کشتی من غرق نگاهت بود آن روز تاریخ در هرلحظه می شد سخت تکرار آن لحظه چشمانم به چشمان تو ادامه مطلب

شعر « بیشتر » – محمد رضا احمدی

بيشتر دوستت دارم عزيزم از دل و جان بيشتر ميپرستم عشق خود را  از رقيبان بيشتر اي صنم اي قبله گاه من به وقت عاشقي مستم از ميناي عشقت از رفيقان  بيشتر کن نگاهي بر من آزرده دل با ناز تا من شوم قربان چشمت از عزيزان بيشتر دل به عطر موي تو ادامه مطلب

شعر « اختیار » – محمد رضا احمدی

اختيار من اختيار خود را دادم به دست دلبر آن عشق آتشيني کو بوده مثل گوهر غم بر دلم نهاده از  هجر ديدن خود غم ميبرد از اين دل گر آيد او به منظر دل مي شود سرايش در عشق و شور و مستي کاخي  شود همين دل گر او  کند منور ادامه مطلب

ترانه « لیلا » – محمدرضا کیقبادی

لیلا منو اون نازنین لیلا کنارِ ساحل دریا یه احساس قشنگُ خوب یه تصویری مثِ رویا به روی ماسه های خیس چه زیبا بود قدم هامون صدای دلنوازِموج وآهنگِ نفس هامون تمومِ لحظه هامون بود پرازشعروغزل گونه ترانه ها رولبهامون می رفتیم، شونه به شونه شفق، مهممونِ آسِمون یه رنگی ادامه مطلب

ترانه « شبونه برنگرد » – سمیه افشار

شبونه بر نگرد سپیده سر زد و تو رو توو بسترم ندیدم و مث یه کولی دربه در به کنج غم خزیدم و چیا تو این یه ماهی که تو رفتی اومد به سرم چیا کشیدم از غمت تازه اومد به خاطرم تو رفته بودی از دلم کجا باید میومدم ادامه مطلب

ترانه « قویِ وحشی » – سمیه افشار

قوی وحشی توو این روزا نگاهت دوره از من دلت خیلی زیاد رنجوره از من تو رنجوری چرا عشقم زیاده به هیشکی جز تو قلبم دل نداده تو رنجوری چرا بی تابم ای یار نباشی من چرا بی خوابم ای یار چرا وقتی سفر میری می میرم تموم زندگیمو خط ادامه مطلب

شعر « ساحل چشمام » – محمدرضا کیقبادی

ساحل چشمام شبو خوابم نمی گیره کلافه خسته وُسردم تویِ آغوشِ تنهایی اسیرِقصه یِ دردم بیا ازساحلِ چشمام یه ذره اشکمو وردار پرِاحساسو آشفته م تو این ، آَشفتگی سرشار منودرگیرِچشمات کن درِعشقو به روم واکن منم محتاجِ آرامش تودردامومداوا کن اگه عینِ غریبه ها توبا من روبرو میشی هنوزم ادامه مطلب

شعر « وصت نامه » – ملیحه ارجمند

وصیت نامه بعد مرگم سینه ام را بشکنید قلب من را از میانش برکنید من نمی خواهم که قلبم زیر خاک باطل و بیهوده گردد چاک چاک شاید این قلب پریشانم دمی زنده سازد جان دیگر آدمی باز شاید قلب من مادر شود جان پناه عده ای دیگر شود یا ادامه مطلب

شعر « بی کسی » – رضا اکرمی

بی کسی نمی گویم دلم، تنهاترین است که عشق تو به جان من قرین است دلم از بی کسی ها داشت میمرد ولی زنده است اینک، عشق این است درون قلب من شوری بیفکند کنون دل بسته درْ بر سایرین است درون جانم آتش گشته بر پا بلی قلبم کنون، ادامه مطلب