شعر « ساحل چشمام » – محمدرضا کیقبادی

ساحل چشمام شبو خوابم نمی گیره کلافه خسته وُسردم تویِ آغوشِ تنهایی اسیرِقصه یِ دردم بیا ازساحلِ چشمام یه ذره اشکمو وردار پرِاحساسو آشفته م تو این ، آَشفتگی سرشار منودرگیرِچشمات کن درِعشقو به روم واکن منم محتاجِ آرامش تودردامومداوا کن اگه عینِ غریبه ها توبا من روبرو میشی هنوزم ادامه مطلب

شعر « وصت نامه » – ملیحه ارجمند

وصیت نامه بعد مرگم سینه ام را بشکنید قلب من را از میانش برکنید من نمی خواهم که قلبم زیر خاک باطل و بیهوده گردد چاک چاک شاید این قلب پریشانم دمی زنده سازد جان دیگر آدمی باز شاید قلب من مادر شود جان پناه عده ای دیگر شود یا ادامه مطلب

شعر « بی کسی » – رضا اکرمی

بی کسی نمی گویم دلم، تنهاترین است که عشق تو به جان من قرین است دلم از بی کسی ها داشت میمرد ولی زنده است اینک، عشق این است درون قلب من شوری بیفکند کنون دل بسته درْ بر سایرین است درون جانم آتش گشته بر پا بلی قلبم کنون، ادامه مطلب

ترانه « زندگی » – رضا اکرمی

زندگی زندگی مثل یه دریاس من و تو هم ماهیاشیم بیا دریا رو بگردیم کی میدونه،کی میدونه شاید این فردا نباشیم کی میدونه،کی میدونه شاید این فردا نباشیم زندگی مثل یه دشته من و تو هم آهواشیم بیا تا با هم رفیق شیم کی میدونه،کی میدونه که اسیر گرگ نمی ادامه مطلب

شعر « ای ایران » – رضا اکرمی

ای ایران ای سرزمــــــــــــــــــین ایران ای خاستــــــــــــــــگاه ایمان دور از گزند، خاکـــــــــــــــت ای موطن دلیـــــــــــــــــــران ای مرز پر صــــــــــــــــــــلابت بر اوج رفــــــــــــــــــــته قامت ای مهد دانــــــــــــــــش و دین بوی خوش ســـــــــــــــــلامت دور از تو چشــــــــــــم بدخواه دور از تو زخم جانـــــــــــــــکاه دست بد پلیــــــــــــــــــــــدان دور از تو باد هـــــــــــــــــــرگاه خاک ادامه مطلب

ترانه « اولین بارون پاییزی » کبرا هاشمی

اولین بارون       پاییزی اولین بارون پاییزی اون که نیست خیلی غم انگیزی مثل لالایی پردردم داری از حالم چی مینویسی با تو من تکرارو دوست دارم وقتی از یادش تو لبریزی اولین بارون پاییزی وقتی اون باشه دل انگیزی برسون به گوش عشقم که وقتی نیست دنیای تشویشی ادامه مطلب

شعر « خورشید » – محمدرضا کیقبادی

خورشید تمنای نگاهت را مداوم می کشم یارم ولی پاسخ نمی بینم تنم رنجورو تب دارم نمی دانم نگاهم را چرا چشمت نمی خواند؟؟ زبی تابی پریشانی دوچشم من نمی خوابد. بیا با گوشه ی جشمی به آرامش تودعوت کن درین آشفته دنیایی بیا با ما توخلوت کن نگاه خسته ادامه مطلب

شعر ” نگاه گرم ” – رضا اکرمی

نگاه گرم با نگاه گرم تو یخهای قلبم آب شد پیکرم لرزید و چون زلفت به پیچ و تاب شد شاخه های رز فقط انگور می دادست بار از نگاه مست تو بارَش شراب ناب شد چشمهایت چون غزال و ابروانت چون غزل قوس ابروهای تو ما را چنان محراب ادامه مطلب

شعر « مرثیه » – محمدرضا کیقبادی

مرثیه چه آرام و چه خاموش ست نگاه و آن کلام شهر حکایت ازسکوتی تلخ به دیواروبه بام شهر درون سینه ها فریا د واما همزبونیها به پشت محکم سدی ندارد همصدایی ها تبرکوبند، به آرامش که نبض خاک می گرید ویک خنجر،به فرسایش که گل درباِغ می میرد. ندارداین ادامه مطلب

شعر « گیتار » – محمدرضا کیقبادی

گیتار یه کافی شاپ ، یه بارونی که قطره قطره سر می خورد به روی شیشه ی نمناک و گیتاری که دستم بود نگاه دختری طناز نگاه چشممو دزدید منو د رگیر خود کردو دوچشمم چشمشو بوسید توی اون جای دنج و خوب و آهنگ یه گیتارو یه فنجون پر(از) ادامه مطلب