دفتر شعر امید تاجیک ( ابر )
هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد
دیوار
یه رازی بین دیوار و سرم هست
که حتی این دلم خبر نداره
یه چیزایی رو با دیوار میشه گفت
که با هر آدمی گفتن نداره
.
دوزخ
من از خیر بهشتِ تو گذشتم!
تو با دوزخِ من چیکار داری؟
من اصلا اون سیبه سرخو نمی خوام!
به من چشمک نزن! آزار داری؟؟
.
وهم
ای از دل من دور و با وسوسه ام نزدیک
تو راهِ پُر از خاری در جاده ای باریک
ای روزن بر دیوار در راهرویی بی نور
تو ماهِ پسِ ابری در این سحرِ تاریک
.
نقل بادومم
ترانه ای برای دخترم
آخ
نُقلِ بادومَم دخترِ خوبم
چِقدر خوشبختم که تو رو دارم
زمین به خورشیدش اگه می نازه
منم می نازم که تو رو دارم
.
توو دلی
توو دلیِ من شدی تو
واسه خودِ من شدی تو
کاشکی تو هم به من بگی
که عاشقِ من شدی تو
.
افشان شرری
حل کن به رُخت غم را
غم را به رُخت حل کن
شهدی برسان ما را
ما را برسان شهدی
.
گلدون گِلی
من یه گلدون گِلی بدون مقدار
کسی قیمت نمی پرسه چه برسه به خریدار
پیش گلدونای نقره زیر لایه های خاکم
کاشکی باد بیاد و ردشه تا ببینن پاکِ پاکم
.
سارا
من عاشقانه ها مو واسه تو می گم
خودت می دونی پس چیزی نمی گم
نترس و نترسونم از عشق بازیمون
هراس این دل نیست دیوونه بازیمون
.
پاییز خوب من
پاییز پاییز
پاییزِ خوبِ من
کی با تو گفته از
قلب کبود من؟
.
آهک
کدوم چشم شوری نظر کردمون
کدوم سیزده نحس به در کردمون
کدوم باد وحشی به خونه زد و
از آغوش هم در به در کردمون
.
دفتر شعر امید تاجیک

32 دیدگاه
یاس توکلی · 2025/12/28 در
درود جناب تاجیک شعر دوزخ عالی بود