دفتر شعر فائقه انوری

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد
شوق پرواز
سال ها زندانی افکار خود بودم و این
ترس بی خود جرئت آواز را از من گرفت
تا همین امروز باید بر زمینش می زدم
آنکه عمری لذت پرواز را از من گرفت
مثل طوطی در قفس در خود فرو رفتم ولی
نقشه ی پرواز را هی درخیالم می کشم
من به زندان و قفس عادت ندارم بیش از این
عاقبت روزی جهان را زیر بالم می کشم
هر چه در عمقِ سیاهی مانده ام دیگر بس است
بعد از این راضی به ماندن در اسارت نیستم
میلههای این قفس حتی اگر از زر شود
آدمِ ماندن درون این عمارت نیستم
در خیالم رج به رج رویای زیبا بافتم
با چه شوقی سمت آن عزم رسیدن کردهام
در دلم شوری به نام زندگی بر پا شده
از همان وقتی که قصد پر کشیدن کرده ام
دوست دارم هرچه مانع در مسیرم هست را…
بشکنم با دست خود تا سمت آبادی روم
قفل و زنجیر اسارت را بریزم در هم و
دوست دارم تا ته معنای آزادی روم
سرگردون
من تو رو یادم نمیره اصلا
با تو خیلی خاطره ها دارم
تو دلیلِ دلخوشی های منی
غیر تو از همه چی بیزارم
منه مغرورو ببین این روزا
همه چیمو دیگه از دس دادم
مثِ قایقی که سر گردونه
توی دریا ی تو گیر افتادم
کورس
این منه سرگردون
بی تو حالش خوش نیس
بیا توو تقدیرم
عشق و از نو بنویس
بیا از نو بازم
عاشق هم باشیم
منو تو یک روزی
کاش دوباره ما شیم
تا یادم میاد که نیستی پیشم
همه ی وجود من می لرزه
فکر این که منو یادت رفته
می کُشه قلبِ منو هر لحظه
دیگه هیچی واسه من زیبا نیس
تو که نیستی زندگیم تاریکه
صدای پایِ غم و دلتنگی
چه قد این روزا به من نزدیکه
این منِ سرگردون
بی تو حالش خوش نیس
بیا توو تقدیرم
عشقو از نو بنویس
غزل
من بر آن هستم که روزی عشق را باور کنم
سر نوشتم را کنارت خوب و زیبا تر کنم
می زند لبخند شیرینی خودش را بر لبم
تا نهالِ غصه را با تیشه ای پر پر کنم
کس نباید غیرِ من هرگز بگردد دورِ تو
هرکسی دورت بگردد چشمِ او را تر کنم
مثلِ قویی، عاشقانه فارغ از ترسِ رقیب
میل دارم در کنارت زندگی از سر کنم
با چه شوقی منتظر هستم بیایی تا خودم
در مسیرت جاده ها را غرقِ نیلوفر کنم
آتشِ غم در میانِ سینه می رقصد مدام
شعله اش را می توانم با تو خاکستر کنم
چون نگینی می درخشی ،آرزو دارم تو را
مثل الماسی درخشان تاج روی سر کنم
قرار نبود
قرار نبود دلم برات
بلرزه و اسیر بشه
قرار نبود که غییرِ تو
از همه دنیا سیر بشه
قرار نبود چشمای تو
خوابُ بگیره از چشام
که این جوری دل بدمُ
غییرِ تو هیشکی رُ نخوام
قرار نبود عاشق بشم
قرار نبود دل بدمُ
قرار نبود با یک نگاه
دنیامُ بسپارم به تو
قرار نبود غرورمُ
اینجوری قربونی کنم
سر و پا التماس بشم
چشامُ بارونی کنم
تنهایی
کاش بدونی بی تو هرگز
حالِ من میزون نمی شه
کاش بدونی نبضِ قلبم
کوکه روو قلبت همیشه
کاش بدونی بی تو اینجا
قلبِ من آروم نداره
کاش بفهمی آرزومه
تنها شیم با هم دوباره
من شدم بیچاره ی تو
تووی شهر آواره ی تو
آرزومه باشه هر شب
آغوشم گهواره ی تو
حالِ من بی تو خرابه
کلِ دنیام یه حبابه
کاش بفهمی بی تو هر شب
زندگیم عینِ عذابه
دلداده
دلداده و معشوقی دلسوزترین دلبر
من عاشقم اما عاشقترین تو از من
محبوس به زندانی در فکر منی هردم
مغزم گرهی کوره ممکن نشود رفتن
نیستی و هم هستی هر لحظه کنارِ من
تسکین ندهد دل را غیر از تو کسی دیدن
دل را به تو پس دادن؟هرگز نشود هرگز
ای خوبترین واژه معنای پرستیدن
حتمن دل من داره راهی به دلِ پاکت
کین جور شدم شیدا فکرم به تو درگیره
زندانی تو هستم با عشق حصارم کن
جانا تو بمان با من قلبم به تو زنجیره
عشق بی منّت
تقدیم به همه ی مادران سرزمینم
فرشته ی بهشتمی، جاده ی سرنوشتمی
همه چیزم تویی خودت،دار و ندار و عشقمی
دلخوشیمه اون خنده هات،وقتی میشینه رو لبات
لرزه به جونم می زنه،تا خیس میشن دوتا چشات
لرزه به جونم می زنه،دلمُ از جا میکَّنه
وقتی که دور میشی ازم، غمِ دنیا مالِ منه
سر میزارم به راهِ تو،فدایِ اشک و آهِ تو
گوهر شب چراغِ من،در خانه ی نگاهِ تو
ای گوهر دریایِ عشق،تنها گلِ دنیایِ عشق
میم و الف و دال و رِ ،ای معنیُ معنایِ عشق
توو وادیِ تنهایِ دل ،تنها تویی هم پایِ دل
عشقت به من بی منته،ای دلبرِ زیبایِ دل
دلتنگی
دیگه از زور دلتنگی
دلم مرگ از خدا میخواد
چر از قلب من دوری
نگو بردی منو از یاد
دلم آشوب و طوفانه
دلم دریای پر خونه
چه طوری سر کنم بی تو
دلم هرگز نمی توته
نبودی پیش من عشقم
ببینی بی تو حیرونم
ببینی بی تو جون میدم
ببینی بی تو داغونم
دلم تنگه به حد مرگ
بی تو من دلم تنگه
سر عشقت میون عقل
و احساسم همش جنگه
ببین دیوونه میمیرم
مثه فرهاد مجنونم
نبودی پیش من گاهی
نفهمیدی پریشونم
نمی دونی نبود تو
چه با افکار من کرده
نمی دونی که دنیایم
بدون تو چه قد سرده
چه قد تو قلب من درده
تو که نیستی نفس گیره
تو که نیستی کنار من
دلم هر لحظه میمیره
دلیل دلخوشی هامی
نفس و جونمی هر دو
تموم عمر من رفته
اگه اینو نفهمی تو
زهر جدایی
روزها می گذرند سالها کهنه شدند
خاطراتم همه در قلب زمان دفن شدند
همه چیز زود گذشت و فراموشی ، پاشید به هرجا نفسش را
به هرجا که نظر کرد ،به هرجا که دلش خواست
به هرجا که فقط خواست
ولی افسوس که غم رفتن تو تازۀ تازه ست
ندیده است فراموشی هم آن را
که بپوشد به غباری رد آن را
و هنوز تازۀ تازه ست
جگر خون، پراز درد ، پر از زهر
که زهرش نفسم را ،به تلخی بکشانده ست
پس از آن روز و از آن ماه و از آن سال هنوزم تووی صحنه ست نبودت
و به رخ می کشد هر روز که نیستی نه برایم نه برای کسه دیگر
چه زود بود که رفتی چه دیر ست که ماندم
و چه قد طاقت و صبر منه بیچاه زیادست
که بی تو نفسی هست که بی تو رمقی هست
که بی تو هنوز گاه بگاهی رد لبخند ضعیفی به لبم هست
چه سخت است نبودت
و بگم سخت ترین کار جهان است فراقت
سردرگمی
کویرم، تشنه ی بارون
تو سیرابم نمی کردی
برای کشتن حسم
زمستونُ خبر کردی
.
حس لطیف
عجب حسی به من میدی
عجب عشقی به تو دارم
بدون بارشت هردم
زمین خشک و بیمارم
.
تنگ غروب
مرد ماهیگیر عاشق،بند دنیای جنوبه
قایقش تسخیر آب و خودشم محو غروبه
.
کش وا کش دوران
جهان طوفان و یخبندان
عذاب و درد بی پایان
فجایع اتفاق افتاد
دراین کوی و دراین میدان
.
تندیس صبر
من آتش سردم دیوانه ای عاقل
در تو فرو رفتم از خود شدم غافل
در دل تو را دارم،در سر هوای تو
بحرانی حالم طوفانی این دل
.
خلوص
عاشقی را حرمتی عشق بی نهایتی
توو ی پندار دلم، جلوه ی هدایتی
تو همون عاشقی که قابل عبادتی
واسه درک و باورم سمبل صداقتی
.
عشق بی انتها
می شود عشق ، تو را ورد زبانم نکند؟
یاغمت با نفسم رخنه به جانم نکند؟
می شود چشم تو را دید ودیوانه نبود؟
می شود شعر برای کسی غیر از تو سرود؟
.
دفتر شعر فائقه انوری

103 دیدگاه
معصومه بهارلو · 2022/05/28 در
خانم انوری عزیز احسنت بر قریحه وهنرشما اشعارتون بسیار زیباست . قلمتان پایدار
انوری · 2022/06/04 در
تشکر از لطف شما خانم بهارلو عزیز🌹
زیبا،نگاه قشنگ شماست
موفق و سربلند بمانید🌹
زهره بلقان ابادی · 2022/05/10 در
سلام خانم انوری موفق باشید اشعار زیبایی دارید
انوری · 2022/05/12 در
تشکر خانم بلقان آبادی عزیز
موفق بمانید
.سیده رقیه (افسون)هاشمی · 2022/05/17 در
از خواندن اشعار زیبایتان لذت بردم،موفق و پیروز باشین دوست عزیز
انوری · 2022/05/18 در
تشکر از نگاه زیبای شما
خانم هاشمی عزیز
سربلند بمانید
حسن زمانی · 2022/05/03 در
خانم انوری
از سروده شما بنام مادر نهایت لذت رو بردم
سپاس
حسن زمانی · 2022/04/25 در
سلام سرکار خانم انوری
دفتر شعرتون مطالعه کردم واقعا قلم زیبایی دارید موفق باشین
انوری · 2022/04/27 در
سلام جناب زمانی
تشکر از لطفتون
موفق بمانید
محمد جدی · 2022/04/21 در
سلام
شما عالی هستین
فقط یه نکته هیچ وقت به خاطر پر کردن وزن از حرف… و …تو اول هیچ مصرعی منظور همون رکن اول توو ترانه استفاده نکنید. مگر اینکه به خاطر وزن نباشه…چون خیلی وقتا آهنگساز رو گیج می کنه.
انوری · 2022/04/23 در
سلام جناب جدی محترم
تشکر از لطفتون و
تشکر از تذکرتون من اصلا متوجه نبودم که این امر مشکل سازه
سعی میکنم که دیگه این اتفاق نیفته.
سربلند بمانید برادر گرامی
پوریا جوکار · 2022/04/19 در
سلام بسیار عالی بود لذت بردم خانم انوری 👌👌👌
انوری · 2022/04/23 در
عرض ادب جناب جوکار گرامی
تشکر بابت انرژی مثبتتون
سربلند بمونید
فاطمه زهرا کریمی · 2022/03/16 در
سلام خانم انوری عزیز ، وقتتون بخیر ، خیلی تبریک میگم بهتون که شعرتون برای فراخوان پذیرفته شد امیدوارم همیشه موفق باشید.
انوری · 2022/03/27 در
سلام فاطمه زهرا جان
تشکر از محبتت عزیز
آن شاالله شاهد پیشرفت و موفقیت شما باشیم
سربلند بمانید
ملیحه ارجمند · 2022/02/23 در
درود اشعار تون زیبا و دلنشین است موفق باشید
ملیحه ارجمند · 2022/02/23 در
درود خانم انوری عزیز بسیار عالی بود
انوری · 2022/03/27 در
سلام ملیحه خانم جان
تشکر از لطفت
انوری · 2022/04/11 در
لطف داری خانم ارجمند عزیز
سربلند بمانید
فاطمه زهرا کریمی · 2022/02/17 در
سلام خانم انوری موفق باشید شعر جدیدتون خیلی دلنشین بود.
انوری · 2022/03/12 در
تشکر فاطمه زهرای عزیز
موفق بمانید