شعر “ تنهایی ” – آمنه صادقی

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

تنهایی
نه من ازخاطر تو می روم ای دردِ عزیز
نه تو از خاطرِ من، داشته ای قصدِ گُریز
به تو خو کرده ام انگار کسی در خودم است
تو ولی لحظه به لحظه به تَنَم درد بریز
همه از حال و هوای دلِ من باخَبَرَند
همه حتّی درو دیوارو خیابان…وَتو نیز
منم آن دشتِ وسیعی که زچشمِ تو دلَش
شده یک شهرِ به هم ریخته ی زلزله خیز
برس ای مرگ توهم درپیِ آزار منی
برس و با منِ بی حوصله حالا بِسِتیز

دفتر شعر آمنه صادقی

اینجا کلیک کنید

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *