شعر ” حاسدان ” – رضا یگانی

منتشر شده توسط Majid Fazeli در

حاسدان

ازتو ممنونم مرا ازخود نمی رانی دگر
گوشه جشمی نشانم داده ایی باجشم سر
ناامید بودم که شایدرفته ام ازیادتو
کردطلوع خورشیدعشقم ای نگار تابنده تر
باد و بارانآب و آتش سدراهم میشدند
تا نیابم ازتومن حتی نشان یا یک اثر
بی گنه بودم درعشقت آن گنه ازمن نبود
بی گنه راندی مرا ازخود تو با جشمان تر
گرد ما حقد و حسد بود و هنوز هم هست هنوز
حاسدان رابایدازخودراندوکرد ز آنان حذر
جشم شب بیدار و مهتابش فروزانتر ولی
انکه بدخواه است مدام بنشسته بردرگاه در
بایدازجشم حسود تا میتوان دوری گزید
حاسدان جون میزنند زخم بدتراز زخم تبر
باغ گل میخشکد ازهجران باران ای نگار
باغ من باران تویی پرسیدم ازمرغ سحر
خسته جانی عاشقم درحسرت لبخنده تو
گرجه امروزخواندییم میترسم ازصبحی دگر


دفتر شعر رضا یگانی

اینجا کلیک کنید

Majid Fazeli

Singer / Lyricist / Composer

1 دیدگاه

سارا خوش روش · 2021/11/23 در

سلام،از خوندن شعرتون لذت بردم،مؤید باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *