شعر ” دل سنگی ” – رضا یگانی

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

دل سنگی

زمین و آسمان را گشتم اما
ندیدم مثل قلبت قلب سردی

چوتندیسی که از سنگ می‌تراشند
وجیهی لیکن از جمع طرد طردی

همه گویند که گلرخ دل ندارد
رخ بیدل گراید رو به زردی

تورا من بهتراز خود می‌شناختم
چه پیش آمد تورا با خود چه کردی

همه زیبا پرستان زمانه
بدنبال تو بودند عاشقانه

چوپرگار گرد تو چرخیده مردند
توپنداشتی که پیروز نبردی

شدی همخوابه کبرو غرورت
عزا شد شادمانی وسرورت

زدی آتش به جان پیرو برنا
وحالا وارث این رنجو دردی

غروب عمرخوبرویان دروغ نیست
چراغ عشق همیشه پرفروغ نیست

غرور وکبر و نخوت را رها کن
کنم باور به سویم بر می گردی


دفتر شعر رضا یگانی

اینجا کلیک کنید

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *