شعر « شب گرگ » – فاطمه میرزا علیان
شب گرگ شب گرگ و تگرگ و مرگ شب چنگال و جنگ و چنگ شب سرما و سوز سرد شب دندون و خون ودرد شب تابوت و طاعون و شبیخون شب تب های سرد و لرز و هذیون شب جون کندن و موندن سرو دیوارو کوبوندن شب خونابه وزوزه داره ادامه مطلب
شعر و ترانه
شب گرگ شب گرگ و تگرگ و مرگ شب چنگال و جنگ و چنگ شب سرما و سوز سرد شب دندون و خون ودرد شب تابوت و طاعون و شبیخون شب تب های سرد و لرز و هذیون شب جون کندن و موندن سرو دیوارو کوبوندن شب خونابه وزوزه داره ادامه مطلب
دفتر شعر سیمین سادات صمدی هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد خوش خیالی شبی آرام خفته بودم دگر نه خسته بودم متن کامل شعر وسعت دلم گرفته به وسعت تمام آسمان ها به اندازه صدای غمگین پرنده ای متن کامل ادامه مطلب
دفتر شعر مریم سودمند هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد جای خالی مادر یک سکوت دردناک در خانه حکمفرما شده از نبودت این دلم خیلی وقته تنها شده کاش بودی مادرم تا غم خجالت میکشید درد دلتنگی و تنهایی زمن ادامه مطلب
تندیس زیبایی صورت زیبای تو تندیس مهراست و صفاست آن نگاه گرم تو آیینه لطف و سخاست مهربانی را درون چشم زیبایت کشید آنکه از روز ازل نقاش بی چون و چراست خال زیبایی کنار صورت نازت گذاشت قلب من وابسته خال جگر سوز شماست آن کمان ابروان را بهر ادامه مطلب
شراب سرخ غزل من ، شراب جاری سرخ ، میان تاروپود وجود ، تو یاس رازقی من، مراببربه ضیافت چشمت مرا بخوان به پنجره ی صبح مرا ببربا آشیانه ی قلبت هلا ،، دراوج شکفتن دمی به وقت نیاز مرا به گرمی خورشید ، بسان یک شراره ی داغ مرا ادامه مطلب
محمل عشق اگر می آمدی ازانتهای فاصله درمیان محملی از عشق می نشاندم، من ترا برتارک احساس تا ورای شورومستی ازکران تا بیکرانها با تو هم پرواز میگشتم وانگهی نجوا کنان ازکتاب خاطرات عاشقی قصه ها تکرار می کردم دفتر شعر محمدرضا کیقبادی اینجا کلیک کنید . جدول کامل هم ادامه مطلب
هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد من ساده اگه قلبم داره میرهبهت احتیاج نداره حتی تنهام که بمونمنمیخوام ازتو بدونم زندگی ما سرابهمی دونم عین حبابه توچه باشی یا نباشیتخم نفرت و میپاشی اگه قلبم داره میرهبهت احتیاج نداره اومدی ادامه مطلب
حس شعر و اندوه که باهم باشد غم نو می سازد غم مصراع فراری از ذهن که نمی گردد باز غم غمگین فراموشی خود کفر در سجده ی شکر که چرا این نشده آن شده است کاش این بود ولی آن می رفت چمدان می بندم وسط شعر دلم می ادامه مطلب
تمنا قطره های آخرِ مِی را گدایی می کنم بین دل با دلربا من کدخدایی می کنم ساقی امشب پشت هم پیمانه ها لبریز کن ساقیا با همتت جام مرا لبریز کن ساقیا مه روی ما مهرش دروغی بیش نیست خلوت خوبان ما هم شلوغی بیش نیست ساقیا این حال ادامه مطلب
آبی بودن برگ سبزی افتاد درمسیر یک رود سوی دریا می رفت آرزویش این بود باد اوراباخود تندو رقصان می برد روی سنگ وصخره شادمان ، سر می خورد برگ باحیرت دید روی موج دریاست گفت آبی بودن مثل دریا زیباست دفتر شعر سمیرا معتمد جلالی اینجا کلیک کنید . ادامه مطلب