شعر « تندیس زیبایی » – محمد رضا احمدی

تندیس زیبایی صورت زیبای تو تندیس مهراست و صفاست آن نگاه گرم تو آیینه لطف و سخاست مهربانی را درون چشم زیبایت کشید آنکه از روز ازل نقاش بی چون و چراست خال زیبایی کنار صورت نازت گذاشت قلب من وابسته خال جگر سوز شماست آن کمان ابروان را بهر ادامه مطلب

شعر « شراب سرخ » – محمدرضا کیقبادی

شراب سرخ غزل من ، شراب جاری سرخ ، میان تاروپود وجود ، تو یاس رازقی من، مراببربه ضیافت چشمت مرا بخوان به پنجره ی صبح مرا ببربا آشیانه ی قلبت هلا ،، دراوج شکفتن دمی به وقت نیاز مرا به گرمی خورشید ، بسان یک شراره ی داغ مرا ادامه مطلب

شعر « محمل عشق » – محمدرضا کیقبادی

محمل عشق اگر می آمدی ازانتهای فاصله درمیان محملی از عشق می نشاندم، من ترا برتارک احساس تا ورای شورومستی ازکران تا بیکرانها با تو هم پرواز میگشتم وانگهی نجوا کنان ازکتاب خاطرات عاشقی قصه ها تکرار می کردم دفتر شعر محمدرضا کیقبادی اینجا کلیک کنید . جدول کامل هم ادامه مطلب

دفتر شعر محمدرضا کیقبادی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد من ساده اگه قلبم داره میرهبهت احتیاج نداره حتی تنهام که بمونمنمیخوام ازتو بدونم زندگی ما سرابهمی دونم عین حبابه توچه باشی یا نباشیتخم نفرت و میپاشی اگه قلبم داره میرهبهت احتیاج نداره اومدی ادامه مطلب

شعر « تمنا » – فاطمه میرزا علیان

تمنا قطره های آخرِ مِی را گدایی می کنم بین دل با دلربا من کدخدایی می کنم ساقی امشب پشت هم پیمانه ها لبریز کن ساقیا با همتت جام مرا لبریز کن ساقیا مه روی ما مهرش دروغی بیش نیست خلوت خوبان ما هم شلوغی بیش نیست ساقیا این حال ادامه مطلب

شعر « آبی بودن » – سمیرا معتمد جلالی

آبی بودن برگ سبزی افتاد درمسیر یک رود سوی دریا می رفت آرزویش این بود باد اوراباخود تندو رقصان می برد روی سنگ وصخره شادمان ، سر می خورد برگ باحیرت دید روی موج دریاست گفت آبی بودن مثل دریا زیباست دفتر شعر سمیرا معتمد جلالی اینجا کلیک کنید . ادامه مطلب

شعر « خفته » – زهرا فرشیدفر

خفته دیده ام آن دید که آشفته ای قصّه ی ویرانه مرا گفته ای من به فدایِ دلِ بی طاقتت در بغلِ خاک چرا خفته ای من نفسم بسته به چشمِ تو بود دارو ندارم همه چشمِ تو بود دوخته ام چشمِ دلم را به خاک میکنم اینگونه تو را ادامه مطلب

شعر « تماشایی ترین فصل خدا » – ملیحه ارجمند

تماشایی ترین فصل خدا ناز چشمان تو ای دوست خریدن دارد طرح زیبای نگاه تو کشیدن دارد “تو همانی که دلم لک زده لبخندش را” بوسه از غنچه ی لبهای تو چیدن دارد تو تماشایی ترین فصل خدایی که هنوز عشق در پرده ی چشمان تو دیدن دارد رفتی و ادامه مطلب