شعر « شهزاده ی اسفندی » – علیرضا خوشرو

شهزاده ی اسفندی اِی باعث بودنها، سرلوحه ی زیبایی الکل به فـنا رفته، با این همه گیرایی بانـــــویِ غزلهایم، آرامشِ دنیایـــــــــم دیدم تورو یادم رفت، درد و غمِ تنهایی اِی علتِ لبخندم، اِی قاتلِ غمهایــــم در عهدِ میانِ ما، تو مُهری و امضایـــی اِی ماهِ دل انگیزم، با شوق ِ ادامه مطلب

ترانه « پسر پاییزی » – زهره مفتحی

پسر پاییزی عاشقانه ای برای تولد پسرم مگه میشه که یه پاییز بشه از شکوفه لبریز اومدی تو فصل عاشق پسرم تک گل پاییز تویی تنها عمر وجونم توشدی چراغ خونم مگه میشه که تو باشی من از تنهایی بخونم توی قلب من نوشته باتو جام توی بهشته تو باشی ادامه مطلب

ترانه « کافه ی دل … » – هاجر امانی

کافه ی دل … به کافه ی دلم بیا تو روبه روی من بِشین ریزشِ اَشکای منو با چِشمای خودت ببین قرار نبود تو باشیو بهم بریزه حالِ من یه سرنوشت بد بشی توو فنجونای فالِ من توو هر طرف میبینمت سَمتِ غریبه ها شدی چی حالِ روزِت اومده رفیق ادامه مطلب

ترانه « تابلوی نقاشی » – نرگس میرشاهی

تابلوی نقاشی با شعرام زندگی کردم تو به رویام خندیدی تمومه آرزوهامو داری بازم به باد میدی یه روزی برنگردی که دلم از خنده هات سیره تورو میبینه و چشمم به سمت دیگه ای میره تو مثل بادبادک بودی یهو از من شدی تو دور نَخِت از دست من در ادامه مطلب

ترانه « بیا عاشق بشیم با هم » – مهری معلمی

بیا عاشق بشیم باهم تو که دستت تو دستامه منم تو اوج خوشبختی چقدر آروم نبض من همه رو موج خوشبختی همینو از خدا خواستم فقط باشی کنار من تویی آرامش مطلق تو باید باشی یار من چی میخواستی تو هم جز این که باشم واسه تو تسکین بشم من ادامه مطلب

ترانه « چتر فراموشی » – مهری معلمی

چتر فراموشی بارون خاطرات میباره دم به دم چتر فراموشی مهمونه بر سرم میخوام یادت بره قول و قرارمون باید یادم بره چی اومده سرم هی اشک و هی هق هق چشمامو میبوسن بی تو همش اینجا مهمون کابوسم دلتنگیامو من تا صبح میبارم هی تو دلم میگم فردا تورو ادامه مطلب

ترانه « نبند چشماتو رو عشقم » – مهری معلمی

نبند چشماتو رو عشقم دارم میخونم از چشمات تو پیش من نمیمونی تو از عشق و وفاداری آخه چیزی نمیدونی نبند چشماتو رو عشقم شدم یک شیشه ی بی جون تو انگاری که از سنگی تو از شیشه چی میدونی شبا چشمامو میبندم تورو توو خواب میبینم چقدر اون لحظه ادامه مطلب

شعر « دل دیوانه » – نرگس میرشاهی

دل دیوانه دلم از هجر تو جانش به لب شد تمام جان من یکباره تب شد از آن روزی که رفتی ماهِ زیبا همه روزای من یکباره شب شد بیا اکنون به عهد خود وفا کن دلِ دیوانه ام زین غم رها کن مگر نه اینکه من عاشق، تو مجنون ادامه مطلب

ترانه « سارا » – امید تاجیک (ابر)

سارا من عاشقانه ها مو واسه تو می گم خودت می دونی پس چیزی نمی گم نترس و نترسونم از عشق بازیمون هراس این دل نیست دیوونه بازیمون بهونه ی من باش تو پَر کشیدن دورِ تورو بایدکه قفس کشیدن می گم بیا با من تا غرق رویا شیم دیوونگی ادامه مطلب