ترانه « نازنین یار » – هاجر امانی

نازنین یار بزار چشمات بگن بامن تموم درد و دل هاتو توو شبهایی که تاریکه ببینم برقِ چشماتو ببینم،، هستیو بازم منه دیوونه حالیمه همیشه عطر و بوی تو همین جا،، توو حوالیمه بیا امشب کناره هم توو قابِ پنجره باشیم صدای عشقو دلداری توو سوزه حنجره باشیم مُرورِت میکنم ادامه مطلب

ترانه « معکوس » – هاجر امانی

معکوس من اینجا رو به روی تو تو در جایی به دور ازمن چه معکوسِ دل آزاری؟ کنارِ هم ، جدا از تن توو رویاهات کیو دیدی به چشمای کی دلگیری مگرنه عاشقِ سرکش میده تاوانِ دل سیری نذار احساسِ تنهایی بشه تن پوشِ رویاهام یه کاری کن بازَم باشه ادامه مطلب

ترانه « سردرگمی » – فائقه انوری

سردرگمی کویرم، تشنه ی بارون تو سیرابم نمی کردی برای کشتن حسم زمستونُ خبر کردی زمستون فصلِ بی رحمه محبت تو دلش مرده به رویِ خشکیِ لبهام سکوت غم رقم خورده نه این روزا دلم شاده نه امیدی به فردایی غمت تزریقِ جونم شد بدور از هر تمنایی دلم سر ادامه مطلب

شعر « من نمیدانم » – فاطمه میرزا علیان

من نمیدانم بال های من کجا جامانده است من اگر بالی ندارم شوق پرواز از چه روست بال هایم در میان چرخش سیب حوا جامانده است یا که زیر سایه ی طوبی دمی لم داده است شاید،اما؛ من نمی دانم کجا جامانده است بال هایم را به جای بند نافم ادامه مطلب

ترانه « حس لطیف » – فائقه انوری

حس لطیف عجب حسی به من میدی عجب عشقی به تو دارم بدون بارشت هردم زمین خشک و بیمارم صدای خش خشِ برگی صدای سوزِ لالا یی تو مثلِ نوری توو ظلمت نوید صبح فردایی لطیفی مثلِ ابریشم ولی جون سختر از کوهی میون خرمنِ دردم یه خطی رویِ اندوهی ادامه مطلب

ترانه « ایران » – حشمت اله بیرانوند

ایران تنت بوی پیراهن یوسفه دلت بیستون محشره زاگرسه نگاهت نسیم فارسی خلیج از اون دور دستا به من میرسه دماوند همون کوه افسانه ای تو رو قاب کرده میون قصه به سیمرغ و ققنوس و دارای پیر قدت میرسه بیشترم میرسه تو اون خاک رویین تنی،سرزمین که محکم نشستی ادامه مطلب

شعر « رد پا» – نرگس میرشاهی

رد پا رد پایم را در برف دنبال مکن به جایی نمیرسی از من چیزی جز رد پا باقی نخواهد ماند در این سپیدی برف و خیابانِ یخ زده سوسوی فانوسی از دور پیداست در کلبه ای گرم به سمتش می روم اما هرگز نمیرسم به گمانم امیدی بیش نیست! ادامه مطلب

شعر « نم باران » – هاجر امانی

نم باران ببار ای نم نم باران زمینِ خُشک را تر کن به روی موجِ احساسم نوای عشق را سر کن نشسته، برف بر مویَم شکسته، طاقِ ابرویَم مرا یاریست پنهانی کجارا، در پِیَش جویَم؟ ببار ای نم نمِ باران ولی آهسته آهسته به دل دردیست کیهانی مرا پیمانِ غم ادامه مطلب

شعر « جوانی » – نرگس میرشاهی

جوانی تو را با اینکه رفتی می پرستم تو را هرگونه هستی می پرستم تو را اینجا چه باشی یا نباشی تو را هرجای دنیا می پرستم خیالَت هرگز از یادم نرفته ست به دل امیدِ وصلِ تو نشسته ست دلِ غمگینِ من هم نیز این بار به پای یادِ ادامه مطلب

شعر « خلوت دل » – محمد رضا احمدی

خلوت دل آنچه را در خلوت دل میتوان پیدا نمود فکرو ذکر و زمزمه از نام زیبای تو بود بسکه با یاد تو من یاهو کشیدم روز و شب خرقه ام از عشق پر شد ناله هایم شد سرود دست من کوتاه و عشقت گشته خرما بر نخیل تیر عشقت ادامه مطلب