شعر « من نمیدانم » – فاطمه میرزا علیان

من نمیدانم بال های من کجا جامانده است من اگر بالی ندارم شوق پرواز از چه روست بال هایم در میان چرخش سیب حوا جامانده است یا که زیر سایه ی طوبی دمی لم داده است شاید،اما؛ من نمی دانم کجا جامانده است بال هایم را به جای بند نافم ادامه مطلب

ترانه « حس لطیف » – فائقه انوری

حس لطیف عجب حسی به من میدی عجب عشقی به تو دارم بدون بارشت هردم زمین خشک و بیمارم صدای خش خشِ برگی صدای سوزِ لالا یی تو مثلِ نوری توو ظلمت نوید صبح فردایی لطیفی مثلِ ابریشم ولی جون سختر از کوهی میون خرمنِ دردم یه خطی رویِ اندوهی ادامه مطلب

ترانه « ایران » – حشمت اله بیرانوند

ایران تنت بوی پیراهن یوسفه دلت بیستون محشره زاگرسه نگاهت نسیم فارسی خلیج از اون دور دستا به من میرسه دماوند همون کوه افسانه ای تو رو قاب کرده میون قصه به سیمرغ و ققنوس و دارای پیر قدت میرسه بیشترم میرسه تو اون خاک رویین تنی،سرزمین که محکم نشستی ادامه مطلب

شعر « رد پا» – نرگس میرشاهی

رد پا رد پایم را در برف دنبال مکن به جایی نمیرسی از من چیزی جز رد پا باقی نخواهد ماند در این سپیدی برف و خیابانِ یخ زده سوسوی فانوسی از دور پیداست در کلبه ای گرم به سمتش می روم اما هرگز نمیرسم به گمانم امیدی بیش نیست! ادامه مطلب

شعر « نم باران » – هاجر امانی

نم باران ببار ای نم نم باران زمینِ خُشک را تر کن به روی موجِ احساسم نوای عشق را سر کن نشسته، برف بر مویَم شکسته، طاقِ ابرویَم مرا یاریست پنهانی کجارا، در پِیَش جویَم؟ ببار ای نم نمِ باران ولی آهسته آهسته به دل دردیست کیهانی مرا پیمانِ غم ادامه مطلب

شعر « جوانی » – نرگس میرشاهی

جوانی تو را با اینکه رفتی می پرستم تو را هرگونه هستی می پرستم تو را اینجا چه باشی یا نباشی تو را هرجای دنیا می پرستم خیالَت هرگز از یادم نرفته ست به دل امیدِ وصلِ تو نشسته ست دلِ غمگینِ من هم نیز این بار به پای یادِ ادامه مطلب

شعر « خلوت دل » – محمد رضا احمدی

خلوت دل آنچه را در خلوت دل میتوان پیدا نمود فکرو ذکر و زمزمه از نام زیبای تو بود بسکه با یاد تو من یاهو کشیدم روز و شب خرقه ام از عشق پر شد ناله هایم شد سرود دست من کوتاه و عشقت گشته خرما بر نخیل تیر عشقت ادامه مطلب

شعر « انکار تنهایی » – مجتبی یوسفی

انکار تنهایی دلم تنگ بود ی روزایی، ی تنهایی با وسعت دعا می کردم از قلبم، خدا بود و تب و وحشت به قدر آسمونی که توی شب کرده بود عادت سراب خستگی هام بود ی خواب سرد بی منت سرم از گریه درد می کرد ی مرد بود و ادامه مطلب

شعر « تو بمان » – نرگس میرشاهی

تو بمان عزیزم تو بمان اگر همه رفتند تو بمان که ماندنت دوای من است جز نام قشنگت نیست حرفی بر لبم اگر بِروی،سکوت، صدای من است برای تو از هرچه هست می گذرم نرو، این اولین ادّعای من است گر بِروی، دیگر چه میتوان سُرود حال که بودنت همه ادامه مطلب

ترانه « منو چشمام » – هاجر امانی

منو چشمام داره می جنگه چِشمونَم با اون اَشکای بارونی رو هَم میزاره پِلکاشو نبینه، تو چه داغونی فراموشِت شدم حالا نمیدونی کجا هستم اسیرِ موج تنهایی رو دنیا چِشممو بستم همش فک میکنم هستی ولی کابوسِ این رویا مگه عاشق بشه ساحل فراری میشه از دریا چرا دیواره دلتنگی ادامه مطلب