ترانه « زندگی » – رضا اکرمی

زندگی زندگی مثل یه دریاس من و تو هم ماهیاشیم بیا دریا رو بگردیم کی میدونه،کی میدونه شاید این فردا نباشیم کی میدونه،کی میدونه شاید این فردا نباشیم زندگی مثل یه دشته من و تو هم آهواشیم بیا تا با هم رفیق شیم کی میدونه،کی میدونه که اسیر گرگ نمی ادامه مطلب

شعر « ای ایران » – رضا اکرمی

ای ایران ای سرزمــــــــــــــــــین ایران ای خاستــــــــــــــــگاه ایمان دور از گزند، خاکـــــــــــــــت ای موطن دلیـــــــــــــــــــران ای مرز پر صــــــــــــــــــــلابت بر اوج رفــــــــــــــــــــته قامت ای مهد دانــــــــــــــــش و دین بوی خوش ســـــــــــــــــلامت دور از تو چشــــــــــــم بدخواه دور از تو زخم جانـــــــــــــــکاه دست بد پلیــــــــــــــــــــــدان دور از تو باد هـــــــــــــــــــرگاه خاک ادامه مطلب

ترانه « اولین بارون پاییزی » کبرا هاشمی

اولین بارون       پاییزی اولین بارون پاییزی اون که نیست خیلی غم انگیزی مثل لالایی پردردم داری از حالم چی مینویسی با تو من تکرارو دوست دارم وقتی از یادش تو لبریزی اولین بارون پاییزی وقتی اون باشه دل انگیزی برسون به گوش عشقم که وقتی نیست دنیای تشویشی ادامه مطلب

شعر « خورشید » – محمدرضا کیقبادی

خورشید تمنای نگاهت را مداوم می کشم یارم ولی پاسخ نمی بینم تنم رنجورو تب دارم نمی دانم نگاهم را چرا چشمت نمی خواند؟؟ زبی تابی پریشانی دوچشم من نمی خوابد. بیا با گوشه ی جشمی به آرامش تودعوت کن درین آشفته دنیایی بیا با ما توخلوت کن نگاه خسته ادامه مطلب

شعر ” نگاه گرم ” – رضا اکرمی

نگاه گرم با نگاه گرم تو یخهای قلبم آب شد پیکرم لرزید و چون زلفت به پیچ و تاب شد شاخه های رز فقط انگور می دادست بار از نگاه مست تو بارَش شراب ناب شد چشمهایت چون غزال و ابروانت چون غزل قوس ابروهای تو ما را چنان محراب ادامه مطلب

شعر « مرثیه » – محمدرضا کیقبادی

مرثیه چه آرام و چه خاموش ست نگاه و آن کلام شهر حکایت ازسکوتی تلخ به دیواروبه بام شهر درون سینه ها فریا د واما همزبونیها به پشت محکم سدی ندارد همصدایی ها تبرکوبند، به آرامش که نبض خاک می گرید ویک خنجر،به فرسایش که گل درباِغ می میرد. ندارداین ادامه مطلب

شعر « گیتار » – محمدرضا کیقبادی

گیتار یه کافی شاپ ، یه بارونی که قطره قطره سر می خورد به روی شیشه ی نمناک و گیتاری که دستم بود نگاه دختری طناز نگاه چشممو دزدید منو د رگیر خود کردو دوچشمم چشمشو بوسید توی اون جای دنج و خوب و آهنگ یه گیتارو یه فنجون پر(از) ادامه مطلب

ترانه ” یادت بیار ” – سمیرا نیکخواه

یادت بیار دارم توو این روزا بدون تو دچار یک آشفتگی میشم نیستی ببینی بعد تو دیگه میترسم از هر کی بیاد پیشم تو جایی رفتی که واسم هضمش سخت تر از دوریت شده واسم همون که در کنارته حالا خالی کرده منو از احساسم یادت بیار چه روزایی گفتی ادامه مطلب

ترانه ” تو چه حسی ” – سمیرا نیکخواه

تو چه حسی قافیه ی شعرای من ختم به چشمای توعه همیشه ذکر رو لبم اسم زیبای توعه آبی ترین آسمونو هدیه به قلبت میکنم واسه دستای پر مهرت تو بگو آخه چه کنم یه لحظه آروم نباشم از حسی که به تو دارم قلبم دیگه نمیزنه دارم نفس کم ادامه مطلب

شعر « وصال » – محمدرضا کیقبادی

وصال برق چشمانت مرا دیوانه کرد. مرغ عشق تو درونم لانه کرد. انحنای چشم تو بردی قرار. دروجودم مهرتو کاشانه کرد. چون دلم با خلق تو انسی گرفت. نزد من هرآشنا بیگانه کرد. تو شراب سرخ خورشیدی عزیز. نوش کردم حالتم مستانه کرد. عطرشب بوها شمیم یاسها. با نفوذت دردل ادامه مطلب