ترانه « یادش بخیر » – فاطمه میرزا علیان
یادش بخیر یه روزتوراه مدرسه دیدم چشات دلواپسه وقتی چشات می لغزید یهودلم می لرزید تم چشات بارونی بود رنگ لپات ناردونی بود نعره ی بی صدا بودی عربده ی حیابودی خودتوبه اون راه میزدی بااون چشات جار میزدی حقه ی صدرنگ نگات کتاب پر حرف چشات آخر نیرنگ بودی ادامه مطلب
