شعر خداحافظ – آمنه صادقی

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

خداحافظ

برو هرچند من از غصّه لبریزم ، خداحافظ
و عکس تو غروبِ سرد پاییزم ، خداحافظ

و تقدیرم همین بوده که می بینی و می دانی
نمی خواهم که از تقدیر بگریزم ، خداحافظ

بدونِ تو تمام فصلهای من زمستان است
و من خشکیده برگی زرد می ریزم، خداحافظ

تمام لحظه های من پر از غم گشته می دانی
دلیل لحظه هایی که غم انگیزم، خداحافظ

تنم سرد است و باران است و می دانی چه می خواهم
ولی باید ز آغوشت بپرهیزم….، خداحافظ

نمی مانی … نمی دانی … و من دیوانه ام شاید
برو هر چند من از غصه لبریزم خداحافظ


دفتر شعر آمنه صادقی

اینجا کلیک کنید
 

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *