شعر « رد پا» – نرگس میرشاهی
رد پا رد پایم را در برف دنبال مکن به جایی نمیرسی از من چیزی جز رد پا باقی نخواهد ماند در این سپیدی برف و خیابانِ یخ زده سوسوی فانوسی از دور پیداست در کلبه ای گرم به سمتش ادامه مطلب
رد پا رد پایم را در برف دنبال مکن به جایی نمیرسی از من چیزی جز رد پا باقی نخواهد ماند در این سپیدی برف و خیابانِ یخ زده سوسوی فانوسی از دور پیداست در کلبه ای گرم به سمتش ادامه مطلب
لیاقت تو به چشمای من به دلم بد کردی باکی صحبت کردی که منو رد کردی وقتی قلب آدم از غمی لبریزه همه جا تاریکه همیشه پاییزه من غم چشماتو همیشه میخوردم تو نمک پاشیدی من نمک میخوردم تو نمک ادامه مطلب
تنگ غروب مرد ماهیگیر عاشق،بند دنیای جنوبه قایقش تسخیر آب و خودشم محو غروبه غروبا قصه ی تلخه،واسه مردو واسه دریا لحظه ی سختِ جدایی،غروب و صدتا معما زخمیه سینه ی مغرب ،پرِ خونه چشم خورشید بارشِ بارون غصه میون ادامه مطلب
نم باران ببار ای نم نم باران زمینِ خُشک را تر کن به روی موجِ احساسم نوای عشق را سر کن نشسته، برف بر مویَم شکسته، طاقِ ابرویَم مرا یاریست پنهانی کجارا، در پِیَش جویَم؟ ببار ای نم نمِ باران ادامه مطلب
جوانی تو را با اینکه رفتی می پرستم تو را هرگونه هستی می پرستم تو را اینجا چه باشی یا نباشی تو را هرجای دنیا می پرستم خیالَت هرگز از یادم نرفته ست به دل امیدِ وصلِ تو نشسته ست ادامه مطلب
دلبر ممنوع چقدَر ساده بهم ربختی جهانِ مرا چه راحت گرفتی طاقت و توانِ مرا آنقدر هوایِ پریدن به سر داشتی که ندیدی تو لطف و عشقِ بی کرانِ مرا شاه بانویِ غزلهایِ دلگیرِ هر شَبَم دوریت بر هم زده ادامه مطلب
خلوت دل آنچه را در خلوت دل میتوان پیدا نمود فکرو ذکر و زمزمه از نام زیبای تو بود بسکه با یاد تو من یاهو کشیدم روز و شب خرقه ام از عشق پر شد ناله هایم شد سرود دست ادامه مطلب
انکار تنهایی دلم تنگ بود ی روزایی، ی تنهایی با وسعت دعا می کردم از قلبم، خدا بود و تب و وحشت به قدر آسمونی که توی شب کرده بود عادت سراب خستگی هام بود ی خواب سرد بی منت ادامه مطلب
تو بمان عزیزم تو بمان اگر همه رفتند تو بمان که ماندنت دوای من است جز نام قشنگت نیست حرفی بر لبم اگر بِروی،سکوت، صدای من است برای تو از هرچه هست می گذرم نرو، این اولین ادّعای من است ادامه مطلب
منو چشمام داره می جنگه چِشمونَم با اون اَشکای بارونی رو هَم میزاره پِلکاشو نبینه، تو چه داغونی فراموشِت شدم حالا نمیدونی کجا هستم اسیرِ موج تنهایی رو دنیا چِشممو بستم همش فک میکنم هستی ولی کابوسِ این رویا مگه ادامه مطلب