شعر “ تو مثل باران ” – آمنه صادقی
“ تو مثل باران ” می شود باران شوی،بر من بباری یا که نه؟ مثلِ من در انتظاری؟بی قراری؟ یا که نه؟ گرچه می دانم دلت سنگ است و می خواهی مرا لحظه های بی من اَت را می شماری ادامه مطلب
“ تو مثل باران ” می شود باران شوی،بر من بباری یا که نه؟ مثلِ من در انتظاری؟بی قراری؟ یا که نه؟ گرچه می دانم دلت سنگ است و می خواهی مرا لحظه های بی من اَت را می شماری ادامه مطلب
“ مثل من ” عمریست روی پای سایه ام ایستاده ام و بر شانه های تصویر آینه تکیه داده ام هرگز مانند من کسی حقیر مباد … دفتر شعر آمنه صادقی اینجا کلیک کنید
نقل بادومم ترانه ای برای دخترم آخ نُقلِ بادومَم دخترِ خوبم چِقدر خوشبختم که تو رو دارم زمین به خورشیدش اگه می نازه منم می نازم که تو رو دارم نُقل و کلوچه تُرشِ آلوچه اینقد شیرینی که قلبِ من ادامه مطلب
یادش بخیر یه روزتوراه مدرسه دیدم چشات دلواپسه وقتی چشات می لغزید یهودلم می لرزید تم چشات بارونی بود رنگ لپات ناردونی بود نعره ی بی صدا بودی عربده ی حیابودی خودتوبه اون راه میزدی بااون چشات جار میزدی حقه ادامه مطلب
رویا ساز آب وناز مهتاب خرده های ماه روی آب میگه این جا مرز نداره قانون حذر نداره حدشون حد وصاله عشقشون چه بی مثاله واسه عشق نسخه نمیدن به جفا نمره نمی دن روتنیدن تناشون سفری تاخودماه سهم خاله ادامه مطلب
تازه یوقتایی می خوام هوای تازه واسه جونم می خوام یه جون تازه واسه دیدارهای تازه تازه می خوام یه پنجره که نیمه بازه واسه مرغ دلم یه دام تازه می خوام جلدش کنم روبوم تازه یوقتایی می خوام یه ادامه مطلب
اصرار به انکار شرمنده ام ازتو که تو رفتی و نفهمیدی که اندازه مایی شرمنده ام از تو که یکجور پرستیدمت انگار خدایی تو میروی و قلب مرا میکنی انکار انگار نه انگار من مات نمیمانم از این رفتنت این ادامه مطلب
قلب شکسته به تاراج رفته است قلبم ملالی نیست خدایی چوهست پادشاهی مراکافیست مراصبرده که بخت بامن چوزندانیست نگارم نباشد سخت عمری گران فانیست فدایی شود دلم برایش ابایی نیست کنم دست سوی او دراز گدایی نیست ندارد نیازهمچو من ادامه مطلب
انتهای عشق انگار نداره قِصَمون ، یه آخَرِ خوب و قشنگ باید که بارونی باشیم، بِباریم از چشمای سنگ نه رَفتَنِت باوَرمه، نه موندَنِت یه دلخوشی هر لحظه با تو بودَنَم، فقط شده یه سرخوشی توو انتهای عشقیو،صبرم به انتها ادامه مطلب
تو قلب تو جامه میرم پی کارم هرچند ناچارم حالم رو میفهمه عکس رو دیوارم بغض غم آلودم با گریه میخندم اینو نفهمیدی من عاشقت بودم میری و میدونم تو قلب تو جامه یاد تو همرامه یاد تو همرامه نزدیک ادامه مطلب