آخرین نوشته ها

ترانه « یادش بخیر » – فاطمه میرزا علیان

یادش بخیر یه روزتوراه مدرسه دیدم چشات دلواپسه وقتی چشات می لغزید یهودلم می لرزید تم چشات بارونی بود رنگ لپات ناردونی بود نعره ی بی صدا بودی عربده ی حیابودی خودتوبه اون راه میزدی بااون چشات جار میزدی حقه ادامه مطلب

ترانه « رویا » – فاطمه میرزا علیان

رویا ساز آب وناز مهتاب خرده های ماه روی آب میگه این جا مرز نداره قانون حذر نداره حدشون حد وصاله عشقشون چه بی مثاله واسه عشق نسخه نمیدن به جفا نمره نمی دن روتنیدن تناشون سفری تاخودماه سهم خاله ادامه مطلب

ترانه « تازه » – فاطمه میرزا علیان

تازه یوقتایی می خوام هوای تازه واسه جونم می خوام یه جون تازه واسه دیدارهای تازه تازه می خوام یه پنجره که نیمه بازه واسه مرغ دلم یه دام تازه می خوام جلدش کنم روبوم تازه یوقتایی می خوام یه ادامه مطلب

شعر « اصرار به انکار » – زهره مفتحی

اصرار به انکار شرمنده ام ازتو که تو رفتی و نفهمیدی که اندازه مایی شرمنده ام از تو که یک‌جور پرستیدمت انگار خدایی تو می‌روی و قلب مرا میکنی انکار انگار نه انگار من مات نمیمانم از این رفتنت این ادامه مطلب

شعر « قلب شکسته » – سمیرا توکلی

قلب شکسته به تاراج رفته است قلبم ملالی نیست خدایی چوهست پادشاهی مراکافیست مراصبرده که بخت بامن چوزندانیست نگارم نباشد سخت عمری گران فانیست فدایی شود دلم برایش ابایی نیست کنم دست سوی او دراز گدایی نیست ندارد نیازهمچو من ادامه مطلب

ترانه « انتهای عشق » – هاجر امانی

انتهای عشق انگار نداره قِصَمون ، یه آخَرِ خوب و قشنگ باید که بارونی باشیم، بِباریم از چشمای سنگ نه رَفتَنِت باوَرمه، نه موندَنِت یه دلخوشی هر لحظه با تو بودَنَم، فقط شده یه سرخوشی توو انتهای عشقیو،صبرم به انتها ادامه مطلب

ترانه « تو قلب تو جامه » – زهره مفتحی

تو قلب تو جامه میرم پی کارم هرچند ناچارم حالم رو میفهمه عکس رو دیوارم بغض غم آلودم با گریه میخندم اینو نفهمیدی من عاشقت بودم میری و میدونم تو قلب تو جامه یاد تو همرامه یاد تو همرامه نزدیک ادامه مطلب