شعر “ شکوه ” – آمنه صادقی

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

شکوه

این شب که مانده در دلم ، سر نمی شود
حالم از این که هست ، بهتر نمی شود

باید هزار سال زندانِ غم شَوَم
با آه و اشک و ناله ،کمتر نمی شود

دنیایِ من سیاه بوده همیشه … آه …
به جز سیاه رنگِ دیگر نمی شود

پرهایِ من شکسته با دستِ سردِ مرگ
پرواز می کنم … نه … بی پَر نمی شود

باید فرو کنم به سینه ی سنگت
هر بیتِ این غزل که خنجر نمی شود


دفتر شعر آمنه صادقی

اینجا کلیک کنید


مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

1 دیدگاه

جلال زمانی · 2026/02/21 در

درود
شکوه شعر قشنگی شده
آفرین

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *