شعر “ پلکی نزنی ” – آمنه صادقی

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

پلکی نزنی
چشمانِ تو تصویرِ مرا قاب گرفت
آرامش محض است مرا خواب گرفت
پلکی نزنی خوابِ من آشفته شود
دیوانه جنونِ شبِ مهتاب گرفت
خشکیده دلم بسکه ترک داشت ولی
مردابِ من از جشمِ تو سیلاب گرفت
من برکه ی خشکیده و خاموشم و تو
باران شدی و برکه ی من آب گرفت
انگار مرا غرقِ جنون خواسته ای
لبخندِ تو این بار ز من تاب گرفت
دل بسته به چشمانِ تو بیچاره دلم
از دست تو بیماریِ اعصاب گرفت

دفتر شعر آمنه صادقی

اینجا کلیک کنید

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

3 دیدگاه

احسان عبدى · 2023/06/07 در

سلام ممنون از این شعر زیباتون من این و میتونم براش آهنگ سازى کنم تازه کار هستم و نیاز به همکارى عایا موافقید خانم آمنه صادقى ؟؟

علیرضا خوشرو · 2022/01/10 در

سلام
درود بر شما

بسیار زیبا

🌹🎸🌹

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *