شعر « تنهایی » – حمیدرضا جلالی

تنهایی وقتی یادم میاد اون جنگلِ ابر من و تو تا گرگ و میش، وقتِ سحر پاهامون تو آبِ رودخونه و ما تکیه مون به همدیگه، رو به خدا دستمو گرفتی و با دل و جون گفتی این خطو ببین، اینم نشون! تو سراپای وجودت همه گل، عطر چمن من ادامه مطلب

شعر « آشفتگی » – حمیدرضا جلالی

آشفتگی در آن روز بهاری چون به چشمانت نظر کردم دل دیوانه را از موی تو آشفته تر کردم میان آبی چشم تو افتادم در آن هنگام که بهر جرعه ای محض عطش٬ خبط و خطر کردم دلم آنگونه بود از شوق دیدارت که می لرزید من آن را در ادامه مطلب

شعر « تلنگر عاشقانه » – حمیدرضا جلالی

تلنگر عاشقانه پژمرده در خزانم و درنوبهار هم خارم، نه در کویر که در سبزه زارهم آن دم که دیده ام به تلاقی چشم تست صبرم تو می بری و دل بی قرارهم استاده ام که جان بدهم در وفای تو استاده ای که ناز کنی، بی شمارهم در بحر ادامه مطلب

شعر « کاشکی » – حمیدرضا جلالی

کاشکی ای کاش دمی غبار بودم تا نرم و سبکسوار بودم ای کاش که با طلوع خورشید بر تارکِ کوهسار بودم ای کاش که پرتویی زمهتاب افتاده به جویبار بودم یا همره بوسه های باران بر سینه شاخسار بودم ای کاش به دست باد، برگی افتاده به هر دیار بودم ادامه مطلب

شعر « شکوه » – حمیدرضا جلالی

شکوه من و خموشیِ دیوارهای سیمانی من و همیشگیِ فصلِ سرد ویرانی من و تلاقیِ یٲس و امیدواری ها من و تبانیِ عقل و جنون شهوانی من و طنینِ شکوفاییِ عبث در دل زخاکِ تشنۀ امیدهای پنهانی من و تباهیِ این لحظه های تکراری تمام روز و شب، آئینه های نادانی ادامه مطلب

دفتر شعر حمیدرضا جلالی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، منع شرعی و پیگرد قانونی دارد تنهایی وقتی یادم میاد اون جنگلِ ابر من و تو تا گرگ و میش، وقتِ سحر پاهامون تو آبِ رودخونه و ما تکیه مون به همدیگه، رو به خدا متن کامل ادامه مطلب

شعر « کوچی دگر » – مهری معلمی

کوچی دگر اینجا برای لحظه های سرکشِ درد چشمی اسیرِ هق هقِ بی تاب من نیست دستی برای چیدن اشک ستاره از آسمانِ دیده ی پر آب من نیست تنها من و خاموشی عریان پاییز ته مانده های حسرتی از بغض لبریز اینجا تمام واژه ها در حبسِ ترسند آواز ادامه مطلب

شعر « میتوانی » – ملیحه ارجمند

میتوانی می توانی شهر را خوب و تماشائی کنی تو اگر در خانه ام تشریف فرمائی کنی من تمام آسمان را تور باران میکنم تو اگر با بوسه ای از من پذیرائی کنی بَه چه زیبا می شود دنیا به چشم روزگار با حضورت کوچه ی دل را گل آرائی ادامه مطلب

شعر « خرمن عشق » – مهری معلمی

خرمن عشق سالها چشم من و دشتِ نگاهی تب دار سالها بغضِ من و حسرتِ آهی تب دار بارها سیل دو چشمم شده مرهم بر دشت آه از غمزه ی بیجای گیاهی تب دار چشمکی بود دم خلوتِ دل با چشمت سالها چشم من و سرمه ی راهی تب دار ادامه مطلب

آثار تولید شده / مهری معلمی

آثار تولید شده / مهری معلمی جنگ سرد برای مشاهدۀ متن ترانه و دانلود این آهنگ بی دفاع برای مشاهدۀ متن ترانه و دانلود این آهنگ آرامش محض برای دانلود این آهنگ بزن بارون برای دانلود این آهنگ قطار برای مشاهدۀ متن ترانه و دانلود این آهنگ محکوم برای دانلود ادامه مطلب