شعر « مرغ عشق » – محمد رضا احمدی
مرغ عشق صبحگاهان مرغ عشقی بال و پرهایش گشود بوسه ها از روی گلبرگ شقایق میربود با نسیم صبح از راز دلش میگفت او شبنمی در این میان آن راز دل را میشنود آتش عشقی در آن صحرا شقایق ناز کرد گرمی اش را ذات خورشید جهانبان میستود راز دل ادامه مطلب
