ترانه « آرزو » – غلامرضا بهنامی

دانلود آهنگ آرزو اینجا کلیک کنید ترانه سرا : غلامرضا بهنامی خواننده : محمد نظری متن ترانۀ آرزو چه آرامشی داره رنگ صدات که میتونه اینجوری خوابم کنه یه احساس زیبایی دارم بهت که میتونه از شرم آبم کنه الان هرکی زیبا باشه تو جهان میگن که رسیدن بهش آرزوست ادامه مطلب

شعر « افشان شرری » – امید تاجیک (ابر)

افشان شرری حل کن به رُخت غم را غم را به رُخت حل کن شهدی برسان ما را ما را برسان شهدی افشان شَرری هر سو هر سو شَرری افشان من تاب و تَبَت دارم دارم تب و تابت من بنشین تو ببین ما را ما را تو ببین بنشین ادامه مطلب

ترانه « یه حس زیبا » – زهرا ساداتی

یه حس زیبا یه حس زیبا، یه باور ناب یه رنگ رنگی، یه باغ در خواب یه نور روشن، یه نیمکت داغ یه برگ خشکی، نشسته در آب یه بغض کهنه، یه یادگاری یه خاطر تلخ،یه عشق بیتاب یه سردی گرم، یه شور فریاد یه بستن کیف، یه درس کمیاب ادامه مطلب

شعر « زهد و کفر » – غلامرضا بهنامی

زهد و کفر عمری ست پرشکسته و غمخوار می شوم دل خسته از توالی و تکرار می شوم از سوی زُهد ، یکسره تکفیر می شوم از سمتِ کفر ، یکسره انکار می شوم هر روز پشتِ پا زنم این عقلِ کور را فردا دوباره نقطه ی پرگار می شوم ادامه مطلب

ترانه « آهک » – امید تاجیک ( ابر )

آهک موضوع : عاشقانه ای محزون مرتبط با کرونای منحوس کدوم چشم شوری نظر کردمون کدوم سیزده نحس به در کردمون کدوم باد وحشی به خونه زد و از آغوش هم در به در کردمون واسه بچه مون چتر دستام ولی کجاست دستِ تو تا که چترم بشه یه عمر ادامه مطلب

ترانه « ترانه میخوام » – هاجر امانی

ترانه میخوام میخوام قطره قطره یه بارون بِشم توو آغوشِ گرمِ تو آرووم بِشم بِچینَم گلِ حسرت بوسه رو یه شیشه پر از عطر بادووم بشم میخوام روی چشمات منو جا کنی با چِشمای من ماهو پیدا کنی بِبینی که عشقت توو دل خونه کرد من و ماهو باهم تماشاکنی ادامه مطلب

شعر « فرجام » – محمد رضا احمدی

فرجام من از قدح عشق تو جانا لب یک جام گرفتم مستم زمی ناب تو دلبر ره فرجام گرفتم بیخود شدم از عالم دنیا که همه فانی و دون است من در پی تو سوی فلک آمدم و کام گرفتم نی زآتش دوزخ به هراسم نه مرا میل بهشت است ادامه مطلب

شعر « کوچ زمان » – مهری معلمی

کوچ زمان وقت آن است که در کوچ زمان همسفر باد شویم دل از این وادی ایمن بکنیم یکسره فریاد شویم قاطی هلهله ها چون گره ای عقده ی دل باز کنیم پر و بالی بزنیم چرخ زنان از قفس آزاد شویم گرچه دل سوخته صیدِ ره عشقیم ولی همچو ادامه مطلب

شعر « دنیای مجازی » – علیرضا خوشرو

دنیای مجازی عرضِ خاصی نیست مردم،از شما رنجیده ام از دروغ و از دو رنگی و ریا ، رنجیده ام چهره پنهان می کنید و ظاهراً شایسته اید از همین ظاهر فریبیِ شما ، رنجیده ام پشتِ هر کُهنه نقابی چهره پنهان می کنید نام خود را در حضورِ خلق ادامه مطلب

شعر « تنهایِ پاییز » – علیرضا خوشرو

تنهایِ پاییز می رسد روزی که دیــــگر بی قــــــــرات نیستم لبــــــــریز از یـــــــادِ تو ام، امّا دُچــــــــارت نیستم یادِ تو هر لحــــــــــظه با دَردم تبـــــــانی می کند سَرد و بی روحم ولی، چَشم انتظارت نیستم می رسد روزی که بی من بی قراری می کنی مثلِ گُل زیــــــبا شدی ، ادامه مطلب