آخرین نوشته ها

ترانه « سردرگمی » – فائقه انوری

سردرگمی کویرم، تشنه ی بارون تو سیرابم نمی کردی برای کشتن حسم زمستونُ خبر کردی زمستون فصلِ بی رحمه محبت تو دلش مرده به رویِ خشکیِ لبهام سکوت غم رقم خورده نه این روزا دلم شاده نه امیدی به فردایی ادامه مطلب

ترانه « ایران » – حشمت اله بیرانوند

ایران تنت بوی پیراهن یوسفه دلت بیستون محشره زاگرسه نگاهت نسیم فارسی خلیج از اون دور دستا به من میرسه دماوند همون کوه افسانه ای تو رو قاب کرده میون قصه به سیمرغ و ققنوس و دارای پیر قدت میرسه ادامه مطلب

شعر « تنگ غروب » – فائقه انوری

تنگ غروب مرد ماهیگیر عاشق،بند دنیای جنوبه قایقش تسخیر آب و خودشم محو غروبه غروبا قصه ی تلخه،واسه مردو واسه دریا لحظه ی سختِ جدایی،غروب و صدتا معما زخمیه سینه ی مغرب ،پرِ خونه چشم خورشید بارشِ بارون غصه میون ادامه مطلب

شعر « دلبر ممنوع » – علیرضا خوشرو

دلبر ممنوع چقدَر ساده بهم ربختی جهانِ مرا چه راحت گرفتی طاقت و توانِ مرا آنقدر هوایِ پریدن به سر داشتی که ندیدی تو لطف و عشقِ بی کرانِ مرا شاه بانویِ غزلهایِ دلگیرِ هر شَبَم دوریت بر هم زده ادامه مطلب